[ و اين ولايت كستلونيه « 1 » سه ملك است : فلنسيّه « 2 » ، مرسيّه « 3 » ، ميوركه « 4 » ؛ و مردم آنجا بغايت شجاع و دلاور باشند تا غايتى كه مردن را عيب دانند ، و كشته شدن را هنر شمرند ؛ و در [ جنب ] كستلونيه ولايتى ديگر هست كه بر خط مشرق مىرود ، نام آن بروونسا « 5 » ، و آن ولايتى بغايت معمور و كثير الخلق است ، و در آنجا طعمه عزيز الوجود .
و بالاى اين ولايت هم بر خط مشرق موازى ولايت ريدافرنس « 6 » ولايتى است نام آن دلوزه « 7 » ، و در آنجا لشكرى بزرگ هست ، و بالاى آن متّصل به اين زمين شهرى است بزرگ ، نام آن پريس « 8 » ، و در آنجا مردم بسيار مقيم و غريب ، تحصيل علوم طبّى و حكمى كنند ؛ و مىگويند متعلّمان غريب در آنجا قرب صد هزار باشند .
در ميان پريس و كستلونيه ولايتى دگر هست نام پادشاه آن ردنفره « 9 » ؛ شاه آنجا با پادشاه مغرب « 10 » دوست باشد ، و يكديگر را تعهّد كنند و هدايا فرستند ، و به وقت احتياج به لشكر مدد و مساعدت نمايند ؛ و در جنب آن ولايت ولايتى است بغايت معمور ، و بسيار خلق بر ساحل دريا ، و نام آن جنوه « 11 » است ، و پادشاه آنجا دويست قبرغه دارد ، هر يك به سيصد مرد جنگى مشحون ؛ و تجّار افرنج كه به اطراف مصر « 12 » و شام « 13 » و مغرب و اطراف روم « 14 » و تبريز « 15 » سفر مىكنند ، همه از آن فرضه روان مىشوند به كشتى .
و بالاى آن ولايت بر خط مشرق بيابانى است هامون ، قريب چهل ميل راه ، پيرامن آن بيست و دو پاره شهر معمور پرنعمت و لشكر افتاده ؛ و در آن ]
هامش
( 1 ) .Kastalunijjah ( Catalonia )( 2 ) .Falansijjah( 3 ) .Mursijjah( 4 ) .Majurkah( 5 ) .Buruwansa( 6 ) .Rey de Frans( 7 ) .Duluzah( 8 ) .Baris ( Paris )( 9 ) .Reu de Nafarah( 10 ) .Magrib( 11 ) .Ganuwah ( Genua )( 12 ) .Misr( 13 ) .Sam( 14 ) .Rum( 15 ) .Tabriz