چون به ميان كمينگاه رسيد ، برادران او از كمين برون تاختند و آن بيست هزار مرد را در ميان گرفتند و بسيار بكشتند ، و شاه ملك « 1 » را بگرفتند با چند امير معتبر مظفّر و منصور بازگشت . و شهملك [ را ] در ميان سپاه به دو پاره كرده بودند .
طغرل گفت هر كه پادشاه [ 30 ] باشد بايد كه رسوم و آيين نيكو نهد .
لاجرم شهملك جزاى فعل بد و سزاى قبايح و فضايح خود بيافت . على خان « 2 » چون اين خبر شنيد كه طغرل سلطان شد و شهملك را كشت ، از غبن و غصّه بيمار شد و بعد از دو سال وفات يافت ، و سلطنت بر طغرل مقرّر شد . او ايلچيان به اطراف و اكناف ممالك روانه كرد ، و عدل و داد و نيكويى بنياد نهاد ، و از چهار حدّ مال جمع مىكرد .
برادر مهتر توقاق « 3 » به حكومت غزنين و آن جانب فرستاد ؛ و ارسلان شاه « 4 » برادر كهتر را به امارت روم « 5 » و آن مرز و بوم نامزد كرد ، و او چون به ارمن « 6 » رسيد ، از امراى خود ايل ارسلان شاه « 7 » را به امارت ارمن فرستاد [ تا از ] ديار كرج مال بيرون مىكند و به خدمت قليج ارسلان سلطان « 8 » مىفرستد ؛ و او به روم رفت و تمامت ولايات روم بعد از جنگ مسخّر كرد ، و هر سال به پيش برادر سلطان طغرل به مرو « 9 » فرستاد ؛ و او مدّت بيست سال پادشاهى كرد تا به زمان مبعث پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم ؛ چون وفات يافت ، برادرش [ توقاق ] به جاى او بنشست و هفت سال او نيز پادشاهى كرد ؛ چون او وفات يافت [ دوقورياوقوى ] « 10 » را به پادشاهى برداشتند ، و او دوازده سال پادشاهى كرد .
و بعد از او اصيلزادهاى « 11 » را به پادشاهى نشاندند به ماوراء النّهر ، و او آن
هامش
( 1 ) .S hmalik( 2 ) .Ali - H n( 3 ) .Tuq q( 4 ) .Arslans h( 5 ) .Rum( 6 ) .Armin( 7 ) .l Arsl ns h( 8 ) .Qilig Arsl n - suli n( 9 ) .Marw( 10 ) .Duqur J wquy( 11 ) .'Asil - z de