تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
بامداد كفنها در گردن انداخته با مال به خدمت مبادرت مىنماييم و آن روز تزغو و تغار بيرون فرستادند و رسولان و منهيان را گفته بودند كه جايگاه مسعود « 1 » را نيك احتياط كنند كه كجا است و چگونه است ، و ايشان بعد از تجسّس و تفحّص اعلام كردند . چغرىبك « 2 » بر در دروازه صد مرد بنشاند با سلاح و اسپان نامدار ، و ميعاد كرد كه نيم شب به هنگام مناجات حاضر شوند تا باتّفاق بر يك دروازه بيرون روند و بر ياغى شبيخون برند . نيم شب مرد در مناجات مىخواند كه :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
. و تفسير آن پرسيد ، چون معلوم [ 31 ] كرد ، آن را به فال نيكو گرفت . باز گوش كرد . مقرى مىخواند كه :
تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
. معنى اين آيت نيز پرسيد و معلوم كرد ، و آن را به فال نيكو گرفت و دلير و دلاور شد ، و برادر خود چغرىبك را آواز داد ، باتّفاق به دل قوى و املى فسيح از شهر بيرون رفتند ، و از چند جهات بر اعدا شبيخون كردند . در حال لشكريان مسعود را گرفته پيش داود آوردند و به دو سپردند . و سلجوق « 3 » از استخوان قينيق « 4 » بود و او از نژاد طوقسورميش « 5 » كراكوجى خواجه « 6 » كه خرگاه تراش پادشاهان اتراك است ، و همچنين سلطان محمود خوارزمشاه « 7 » جدّ اعلاى او نوشتكين غرجه « 8 » بود هم از نژاد اغوز « 9 » از اولاد بيكدلى « 10 » ؛ و نوشتكين از جمله مستخدمان سلاطين سلجوقى « 11 » بود و پادشاهان از نژاد اغوز از پنج پسر بوده‌اند : نخست قايى « 12 » ، يازر « 13 » ، ايمور « 14 » ،
هامش
( 1 ) .Masud( 2 ) .Cagri - Bek( 3 ) .Selguq( 4 ) .Qiniq( 5 ) .Tuqsurmis( 6 ) .K . r Kugi - Hoga( 7 ) .Mahmud( 8 ) .Nust - Tekin Garga( 9 ) .Oguz( 10 ) .Bik . D . li( 11 ) .Selguq( 12 ) .Q ji( 13 ) .J zir( 14 ) .mur