شد ، و پيش دبيس شد . طغرل بك خليفه القايم [ بامر ] اللّه را از حبس حديثه و عانه بازآورد . چون به ظاهر بغداد رسيد طغرل بك تيغى به دست گرفته در ركاب او پياده مىرفت ، تا او را به خانهء دار الخلافه آورد و بر تخت نشاند . و به امر او بر عقب بساسيرى برفت و به مقدّمه لشكرى به دست خمارتگين طغرايى اعراب را با ايشان تلفيق كرده بفرستاد ، و سرايا بن منيع الخفاجى را به كوفه فرستاد تا مانع رفتن او شود .
و بساسيرى در آنوقت به جامعين بود به خانهء دبيس به بطايح گريخت .
راهها بر او بگرفتند و لشكر درو رسيد . حرب كردند . در اثناى جنگ اسپ بساسيرى به روى درآمد . گمشتگين دواتدار او را بيافت و بكشت و سرش بر نيزه كرد ، و پيش خليفه آورد به بغداد . طغرل بك محمود بن اعزم خفاجى را خلعت و منشور سواد و سرورى اعراب خفاجه داد .
و معزّ بن باديس صاحب افريقيّه در سنهء ثلث و خمسين و اربع مايه نماند .
پسرش تميم را به جاى او نصب كردند ، و اهل مغرب باز مطيع المستنصر باللّه شدند ، و خطبه و سكّه به نام او كردند .
و المستنصر باللّه در سنهء سبع و خمسين و اربع مايه شهر بجايه را بنا نهاد بر دست ناصر بن حماد . چون بجايه را انشا كردند ، او با زن و فرزند به آنجا هجرت كرد . و ناصر مدينهء اربس از حدود افريقيّه فتح كرد .
و در سنهء احدى و ستّين و اربع مايه مسجد دمشق سوخته شده و سببش آن بود كه ميان مشارقه و مغاربه جنگ افتاد . در خانهء مجاور آتش زدند . خانه بسوخت و به مسجد سرايت كرد ، و تا صد سوارى بسوختند . مردم جنگ بگذاشتند و به اطفاى آتش مشغول شدند ، امّا تمامت آرايشها سوخته شد .
و در سنهء اثنتين و ستّين و اربع مايه مكّيان خطبه از نام المستنصر باللّه با نام القايم [ بامر ] اللّه كردند ، براى آنكه البارسلان ايشان را سى هزار دينار رشوت فرستاد ، و هرسال به ده هزار دينار موعود كرد ، و به امير مدينه مهنّا
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: محمد روشن
ص٧٣