تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
استمالت و دلخوشى دادند ، و خواستند كه با بغداد فرستند . و در يمن ابو كامل على بن محمّد الصليحى بر عمّال القايم باللّه ظفر يافت و همه را نيست كرد ، و خلق را به مستنصر باللّه دعوت كرد ، و خطبه و سكّه به نام او مزيّن كرد . و همچنين محمود خفاجى در سقايه و عين ، خطبه با نام مستنصر كرد . و در سنهء ثمان و اربعين و اربع مايه ابتداى دولت ملثمان بود در مغرب ، مقدّم ايشان امير المسلمين على بن يوسف بن تاشفين . و ابو العبّاس بن محلبان در واسط خطبه به نام مستنصر كرد . و بساسيرى از مصر بازگشت ، و ميان او و قريش بن بدران وقعه افتاد . بساسيرى بر موصل مستولى شد . طغرل بك چون از اين حال آگاه شد عزم موصل كرد ، و بر جمله دياربكر مستولى شد ، و بنو مروان كه خداوندان آنجا بودند مطيع و منقاد شدند . طغرل بك دياربكر به برادر خود ابراهيم ينال سپرد و خواست كه به شام رود ، ابراهيم ينال به قصد خزانهء طغرل بك به همدان رفت [ طغرل بك از عقب او برفت ] . بساسيرى باز بر موصل مستولى شد . برادر بساسيرى فرصت غنيمت شمرد با قريش بن بدران به بغداد آمد ، و در مسجد منصور [ كه بر جانب غربى بغداد است ] خطبه با نام المستنصر باللّه كرد . و در بن اذان « حىّ على خير العمل » بيفزود . و آدينهء ديگر به جانب شرقى آمدند ، و در رصافه در جامع مهدى خطبهء مستنصر تازه كردند ، و تا مدّت يك سال در بغداد خطبه‌ها به نام مستنصر مىكردند ، و لشكر او بغداد را نهب كردند و در حرم بگرفتند . خليفه القايم بامر اللّه سوار شده بردهء رسول صلّى اللّه عليه و سلّم پوشيده و تيغى برهنه به دست گرفته عوام را به جنگ تحريض مىكرد ، و پيرامون او گروهى انبوه بودند از عبّاسيان و علويان و دانشمندان . لشكر [ بساسيرى ] بر او حمله كردند . منهزم به باب النّوبى درآمد و درش
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 71 | محمد روشن / رشيد الدين فضل الله همدانى