تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
خلعت و منشور فرستاد و فرمود او را كه هركجا بگيرد او را مسلّم بود ، و تيغى و اسپى و علمى نيز داده . و در سنهء اربع و اربعين اهل حلب ياغى شدند . عساكر مصر شهر را حصار كردند . صاحب حلب معزّ الدّوله ابو علوان [ شمس الدّين ] ثمال بن صالح الكلابى سه شبانروز مصاف داد ، آنگه چندان باران بباريد كه لشكريان غرق خواستند شد . به راه شام بازگشتند ، و چون هوا خوش شد مراجعت نمودند . ثمال بن صالح منهزم برفت . مصريان حلب را فروگرفتند . و بساسيرى شحنهء بغداد را با اعراب عقيلى جنگ افتاد ، از آنكه مىخواستند كه سواد ولايت عراق را خراب كنند ، و استيلاى بساسيرى بر انبار بود . و در سال اثنتين و اربعين و اربع مايه عرب افريقيه را بگرفتند ، و خطبه از نام القايم بامر اللّه با نام المستنصر باللّه علوى كردند به رغم انف معزّ باديس . و معز قيروان را سورى استوار بساخت . و در سنهء ثلث و اربعين [ و اربع مايه ] بنو قرّه مستنصر را عصيان نمودند ، و سببش آن بود كه مستنصر رئيسى مقرّب نام را بر ايشان مقدّم كرد ، بنو قرّه مستوحش و منكر شدند . چون مستنصر او را معزول نكرد ، عاصى شدند . مستنصر سپاهى به حرب ايشان فرستاد تا بنو قرّه را بزدند و مستأصل گردانيد . و در سنهء ستّ و اربعين در ثلث آخر از شب كوكبى بر آسمان ظاهر شد كه او را طيفور گويند با شعاعى عظيم ، و بر اثر آن نيل ناقص شد و غلاى اسعار پديد آمد تا آخر سال . آورده‌اند كه هرروز در مصر صد كس متوفّى مىشدند . و در سنهء تسع و اربعين حكم نافذ شد كه كنايس تنيس و دمياط مغلوق شوند و ابواب آن مختوم . و در اين سال ابو الفرج مغربى والى وزارت شد و به وزير اجلّ كامل منعوت گشت ، و در شوّال سال مذكور امير مكّه شكر بن ابى الفتوح وفات يافت ، و حجّاج از خوف فتنه از راه بازگشتند . و ميان طوايف عساكره وقعه افتاد به حضرت ، و گروهى هلاك شدند و عاقبت صلح كردند . و