و در سنهء ستّ و اربع مايه ميان امير باديس صاحب افريقيه با عمّش اختلافى واقع شد . باديس بر عمّ مستولى شد ، زود او را بگرفت و زود اطلاق كرد . باديس وفات يافت ، و ولايت به پسرش معزّ بن باديس بن منصور افتاد ، و او آن است كه در تاريخ مغرب كتابى ساخته است .
و در سنهء سبع و اربع مايه مردم اندلس از تحكّم امويان ملول شدند و نفور گشتند ، و بر علويان حسنى مقدّم ايشان على بن حمود بن ابى العيش بن ميمون بن احمد بن على بن عبد اللّه بن عمر بن ادريس بن عبد اللّه بن الحسن بن على بن ابى طالب بيعت كردند . و از قرطبه عزم اشبيليه كرد ، برادرزادهء خود يحيى را قايممقام خود به قرطبه بگذاشت . جماعتى فتّانان فضول او را بر خلاف عمّ تهييج و تحريص دادند ، عاقبت عمّش چون بازگشت يحيى را بگرفت و محبوس كرد . در زندان بمرد . برادرش ادريس به قصاص خون برادر و پدر برخاست .
مغاربه چون چنان ديدند بر امويان ترحّم مىفرستادند ، و از بقاياى ايشان عبد الرّحمن بن هشام بن عبد الجبّار بن عبد الرّحمن ناصر لدين اللّه بياوردند و به جاى او نصب كردند ، و المستظهر باللّه لقب دادند . ولايت او يك ماه و هفت روز بود . چون نماند عمزادهء پدرش را محمّد بن عبد الرّحمن بن عبيد اللّه الناصر را به جاى [ او ] بداشتند ، و لقبش مستكفى [ دادند ] . [ 20 ] اهل قرطبه او را به دارويى مسموم هلاك كردند . باز بر علويان اتّفاق كردند و ادريس برادر يحيى را بنشاندند . چون او نماند ، پسرش حسن بن ادريس را قايممقام پدر كردند ، و ملك اندلس متفرّق شد .
اهل قرطبه بر ابو الحزم جمهور بن محمّد بن جمهور اندلسى متّفق شدند كه مردى فاضل كافى داهى بود ، و در فتنهها خود را پنهان مىداشت . چون امكان فرصت يافت وثبهاى كرد و ولايت فروگرفت . و به تدبير نيكو معمور كرد و نماند ، و بعد از او اولاد او مدّتى مديد بماندند .
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: محمد روشن
ص٥٩