تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
رحبه بگرفتند ، آنگاه دمشق ، و به حلب متوطّن شدند . و در محرّم سنهء احدى و اربع مايه به تغيير زنانير يهود و نصارى حكم نافذ شد كه همه سياه‌پوشند ، و به تحديد شرب نبيذ و عمل آن و تكسير ظروف و دنان و ساير مزامير و ملاهى و خرق و كسر آن . و الحاكم بامر اللّه به شبها در دروب و اسواق طواف كردى و از احوال رعايا استفسار واجب داشتى ، و عجايز به تفحّص احوال زنان مهيّا داشتى تا احوال عورات و اهل ستر و عفاف به او انها كردندى . حاكم منادى فرمود كه عورات از خانه‌ها بيرون نيايند و بر بامها نروند ، و اسكافان موزهء عورات ندوزند ، و در خانه‌ها محبوس باشند مگر به شبها به حمّام روند . و چون مردم از شراب خوردن منزجر نمىشدند ، فرمود تا بيشتر مويزها از زمينها بركشيدند . و هم در اين سال خطبهء الحاكم بامر اللّه به موصل و انبار و مداين و كوفه و تمامت دياربكر و ربيعه كردند ، از اين جهت احوال عراق مضطرب شد . عميد الجيوش نايب بهاء الدّوله بن بويه به حرب قرواش كه صاحب جيش شيعه بود رفت ، و قطع خطبهء حاكم در عراق كرد . و ميان ابو نصر بن لؤلؤ و صالح بن مرداس جنگ شد . صالح لؤلؤ را بشكست و بر حلب مستولى شد . از حاكم منشورى به امارت حلب به وى رسيد ، و فرمان شد كه ياروخ تركى بر ساير جيوش امير الامرا باشد . و او به جانب شام روان شد و در غزه با مفرج بن الجراح ملتقى گشت . ياروخ را بگرفت و بكشت ، و هرمال كه با ايشان بود بستد . و مفرج بن جراح به رمله رفت و نهب كرد ، و از جهت امير مكّه ابى الفرج الحسن بن جعفر اقامت دعوت كرد ، و او را امير المؤمنين الراشد لدين اللّه لقب نهاد ، و به نام او سكّه زد . و اعراب بر شام مستولى شدند و از فرما تا طبريّه مالك گشتند ، و حصون سواحل را مدّتى محصور و مردم را محجور داشتند ، و استدعا نمود تا ابو الفرج از مكّه به استقبال او برون آمد ، تا
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 57 | محمد روشن / رشيد الدين فضل الله همدانى