تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
فرمان نافذ شد كه من بعد [ 18 ] فقاع نياشامند ، و ملوخيه و جرجير و دلينس نخورند و هرماهى كه بىپوست باشد ، و بىميزر بسته در حمّام نروند ، و جمله سگان را در اعمال دولت او بكشند مگر [ سگ ] صيّاد را . و در اين سال بر بعضى از جيوش كه موجب سخط و غضب بودند حاكم خشم گرفت و گروهى را به تيغ بىدريغ بگذرانيد ، و باقى امان طلبيدند و روى بر خاك ماليدند ، عفو فرمود . و هم در اين سال فرمود كه خانه‌اى به رسم علوم بسازند ، و به انواع دفاتر علوم مشحون گردانند ، و خزّان و بوّايان و فقها و مدرّسان [ و دانايان و امينان علوم ] به رسم فتيا و تعليم و تعلّم در آنجا منصوب شوند . و بر آنجا اسباب و املاك فراوان وقف فرمود ، و ارزاق اجرا [ كرد ] . و اين اوّل مدرسه‌اى بود كه مسلمانان را در مملكت حاكم بساختند ، و بر آنجا وقف كردند . روز پنجشنبه از ماه رمضان سنهء خمس و تسعين و ثلث مايه حاكم را پسرى آمد نام او را الظاهر لا عزاز دين اللّه نهاد . اهالى بلاد مصر به ورود ولود او ابتهاج و افراح نمودند . و در دو سال فترت ابو ركوه عوام به شرب شراب و فقّاع و اكل ملوخيه و ما يجرى مجراها من السّمك الذى لا شوك له رجوع كردند . در سنهء سبع و تسعين و ثلث مايه حكم باز نافذ شد كه زبيب و عسل و هرچه از آن موجود باشد در نيل ريزند ، ظروف با مظروف بسيار شكسته شد . و نيل در اين سال تمام برنيامد مگر چهارده ذراع و چند اصابع ، پس اسعار به زمين مصر عزيز شد ، و طاعون آمد و گروهى انبوه هلاك گشتند . و در رجب سنهء ثمان و تسعين و ثلث مايه سيلى عظيم از كوه مصر نزول كرد و برفى عظيم بيامد ، و از آن خلقى بسيار هلاك شد . حكم حاكم نفاذ يافت كه عيد زيتونهء نصارى باطل گردانند ، و زيارت و طواف آن نكنند ، و در سال مذكور در ماه رجب حكم نافذ شد كه غلّات