تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
حاكم بگزيند كه فضول و مجهول است . در تروجه به هم رسيدند . و ابو ركوه به فيوم رفت و اصحاب او ضياع آن را نهب كردند . اهل مصر مضطرب شدند . الحاكم باللّه لشكرى ديگر مصاحب ابن فلّاح مدد فرستاد . در زمين اخميم به هم رسيدند . از ابو قره اميرى ناچار پيش فضل آمد . روز ديگر فضل بر ايشان زد . لشكر ابو ركوه متزلزل شد ، و در شب لشكر وليد با جماعتى انبوه بر لشكر حاكم شبيخون كرد و هزار كس را بكشت . فضل گريخته با مصر آمد . حاكم گفت بر دشمنان كمين‌ساز تا ظفر يا بى . فضل بازگشت . به رأس البرّ متلاقى شدند . فضل مستولى شد و اكثر برابره به قتل آمدند ، و ابو ركوه با لشكر عرب منهزم شد . فضل بن صالح به ابو قره پيغام داد تا ابو ركوه را به دو فرستد ، و مالى جزيل بذل كرد . اجابت نكردند [ و بر يكديگر كوفتند . ابو ركوه منهزم به نوبه گريخت . هذيل امير عرب را در پى او به بلاد نوبه فرستاد و او را هارب در بعضى ديارات دريافت و بند كرده به جانب فضل فرستاد ، و فضل او را به حاكم فرستاد با غنيمتى تمام . ابو ركوه را كلاهى سرخ بر سر نهادند ، و دست و پاى بسته بر شترى كورلنگ نشاندند ، و حمدونه‌اى را كه دم‌به‌دم او را سيلى و قفا مىزد از پس او نشاندند ، و مطربان مىزدند . و مردم مصر مانند روز عيد شادى مىكردند . خواستند كه او را از شتر فروآورند ، مرده‌اش يافتند . جثّهء او را بياويختند . مدّت دولت ابو ركوه دو سال بود تا غايت سنهء ثمان و سبعين و ثلث مايه . و فرمان نافذ شد كه دروازه‌هاى مصر به شب بگشايند و ابواب دكانها براى بيع و شرى مفتوح دارند . و وقود قناديل بر در خانه‌ها و كوچه‌هاى مسلوك ، تا خروج و طواف در همه شبها متواصل گشت . و حاكم متنكّروار با خواصّ خود همه شبها در ميان مردم طواف كردى ، و خود را چنان ظاهر كردى كه هركه خواستى با او سخن كردى و رفع ظلامه كردى .