ذكر دولت و جلوس محمّد بن بزرگ اميد داعى سوم
كيابزرگ اميد پيش از انتقال به سه روز ، محمّد را نصّ و ولىعهد خود كرده بود . كيامحمّد به الموت آمد ، و حكم
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ
« * » پيش گرفت ، و تتبّع سنّت پدر كرد . خصمان از فوات بزرگ اميد مسرور و مغرور شدند ، و چون ديدند بر سر كار خويش آمد نااميد شدند ، و بدانستند كه تمنّاى ايشان محال است .
رفيقان به جوانب و اطراف تاختن مىبردند ، و خرابى ولايتها مىكردند ، و غنيمتها مىآوردند ، تا ماه رمضان تمامى هفت ماه رفيقان به اتّفاق به يك جا جمع بودند ، و نمىگذاشتند كه خصمان به زراعت و حراثت و كشتن برنج مشغول باشند . چون گرما سخت شد كيامحمّد رفيقان را باز خواند . روز عيد فطر به الموت آمدند . و چنان كه خاتمت كار پدرش بر قتل مسترشد خليفه بود ، فاتحهء كار محمّد بن بزرگ اميد بر قتل الراشد باللّه بود پسر مستر شد .
و سببش آن بود كه چون راشد به خلافت معيّن شد ، بعضى به خلع او
هامش
( * ) . سورهء زخرف ( 43 ) . آيهء 22 .