حنفيه بلكه از مجددين آن طريقت در قرن دهم هجرت بوده است . بعضى از ارباب تراجم از وى به « حجت » و « قدوه » و « رأس الحنفيه » ياد كردهاند . در سال 1004 در هشتاد و چهار سالگى در گذشته است ( ريحانة الادب ، ذيل ابن غانم ) .
تقى الدين التميمى ( 950 تا 1010 ه . ) الغزى المصرى الحنفى ، عالم و اديبى كه قاضى جيزه و توابعش شد و در مصر در گذشت ( معجم المؤلفين ، ج 3 ، ص 91 ) .
قرهيازيجى : در اوقاتى كه شورش سپاهيان ، پايتخت را قرين انقلاب و اغتشاش داشتند فراريان جنگ مجارستان از سوء تدابير چيقال اوغلى [ جغاله زاده ] آتش شورش و ياغيگرى را در آسيا به طورى مشتعل ساختند كه انطفاى آن در مدت سى سال امكانپذير نشد . رئيس اول اين ياغيان كه روز به روز زيادتر مىشدند عبد الحليم سرهنگ سگبانان بود كه به قرهيازيجى اشتهار داشت ( تاريخ امپراطورى عثمانى ، هامر پورگشتال ، ص 1648 و 1649 ) .
يحيى بن على بن نصوح القسطنطنينى الرومى الحنفى معروف به نوعى ( 940 تا 1007 ه ) قاضى عسكر بود و در قسطنطنيه در گذشت ( معجم المؤلفين ، ج 13 ، ص 215 ) .
باقى محمد اولين نفر از امراى جانى يا هشترخانى بخارا و غيره از فرمانروايان خانات استراخان كه به مناسبت نام سرسلسلهء خود ، جان محمد بن يار محمد به سلسلهء جانيون معروفند . حكومت او از 1007 تا 1014 ادامه داشته است ( لغت نامهء دهخدا ) در حالى كه زامباور به قدرت رسيدن او را در 1009 مىداند ( معجم الانساب ، ص 406 ) .
حسين بن رستم الكفوى الرومى الحنفى ( م 1010 ه ) قاضى مكه بود و در همين شهر در گذشت ( معجم المؤلفين ، ج 4 ، ص 7 ) و نيز رجوع شود به قاموس الاعلام ، ص 1958 ، تحت عنوان حسين چلبى .
ابو الفتح جلال الدين محمد اكبر شاه ( 950 تا 1014 ه . ق ) سومين پادشاه از سلاطين تيمورى هند ، نوادهء ظهير الدين بابر و پسر همايون شاه است . به جاى پدر بر تخت نشست و به كمك اتابك و نايب السلطنهء خود بيرام خان بهارلو اوضاع آشفتهء مملكت را نظمى و قرارى بخشيد . در 968 بيرام خان را عزل كرد و زمام امور را خود در دست گرفت و تا مدت هفت سال
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٤٧٩