در گذشت ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل فخر رازى ) .
ابن اثير مجد الدين مبارك بن ابى الكرم محمد بن محمد جزرى در 544 در جزيرهء ابن عمر متولد و به سال 606 به موصل در گذشت . چندى كاتب امير مجاهد الدين قايماز بن عبد الله خادم زينى و پس از آن در خدمت عز الدين مسعود بن مودود صاحب موصل و نيز نور الدين ارسلان شاه بود و بعد از آن بر اثر بيمارى دست و پاى او از حركت بازماند و معتكف خانه گشت .
او راست كتاب جامع الاصول و . . . ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل ابن اثير ) .
ابن طبرزد موفق الدين ابو حفص عمر بن ابى بكر . مولد او به سال 516 و متوفاى 607 از مشاهير محدثين بغداد بوده است ( لغت نامهء دهخدا و ريحانة الادب ) .
ابو موسى عيسى جزولى بربرى مراكشى از اكابر علماى نحو است كه در 606 يا 607 يا 610 در مراكش وفات يافته است ( ريحانة الادب ، ذيل جزولى ) .
ابن سناء الملك قاضى ابو القاسم سعيد بن هبة الله شاعر مشهور مصرى است . ديوان شعر و منشآت او معروف و كتاب الحيوان جاحظ را به نام « روح الحيوان » ملخص كرده و ديوانى نيز به نام « دار الطراز » دارد ( لغت نامهء دهخدا ) .
محمد الناصر موحدى چهارمين نفر از موحدين است كه از 595 تا 611 حكومت كرده است ( طبقات سلاطين اسلام ، ص 41 ) .
بياسه شهر بزرگى در اندلس است ( معجم البلدان ) .
علاء الدين محمد خوارزمشاه اسكندر ثانى محمد بن تكش خوارزم شاه هفتمين سلطان خوارزم شاهى و مشهورترين آنها است . وى در سال 596 پس از پدرش تكش خوارزمشاه به سلطنت نشست و پس از يك رشته جنگ با غوريان در خراسان ، قسمت عمدهء ايران را تا سال 607 مطيع خود نمود و بخارا و سمرقند را گرفته به ممالك گورخان قراختائى حمله برد و اترار پايتخت او را مسخر ساخت . وى در 611 بر افغانستان و غزنين استقلال يافت و در 614 به هوا خواهى آل على مصمم به بر انداختن خلفاى عباسى گرديد ولى غفلة گرفتار استيلاى قبايل
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٣٨٠