الشافعى ( ابو سعيد ، ابو عبد الله ، تاج الدين ) فقيه ، صوفى ، محدث ، اديب و لغوى كه در 522 ( و به نقل وافى در 531 ) زاده شد و در سال 584 از دنيا رفت . شرح مقامات حريرى در پنج جلد بزرگ از جمله كتابهاى اوست ( معجم المؤلفين ، ج 10 ، ص 155 ) .
ابن ابى عصرون ابو سعيد عبد الله بن محمد موصلى ( 492 تا 585 ) فقيه شافعى . مولد وى حديثه از نواحى موصل بود و در اين شهر فقه آموخت . چندى در سنجار بود و از آنجا به حلب و دمشق رفته در جامع دمشق تدريس مىكرد و به نزد ملك عادل نور الدين مقامى ارجمند يافت و به نام او مدرسهها در حلب و بعلبك و حماه و حمص و جز اينها كرد و مدتى قضاى سنجار و نصيبين و حران و دمشق به او مفوض بود و كتبى در مذهب شافعيه تصنيف كرد كه آن كتب ميان شافعى مذهبان متداول و معروف است ( لغت نامهء دهخدا ) .
يعقوب بن يوسف بن عبد المؤمن مكنى به ابو يوسف سومين نفر از سلاطين موحدين مراكش و پسر عبد المؤمن مؤسس آن سلسله بود . در سال 555 در مراكش به دنيا آمد و با مرگ پدر به جاى او نشست و به نام « منصور » به دو بيعت كردند . دوران پرافتخار موحدين در ايام سلطنت او بود . وى در پيشرفت معارف و صنايع و گسترش قلمرو حكومت خويش موفق بود و ادبا و شعرا را مىنواخت . به عدالت حكومت كرد و معاصر صلاح الدين ايوبى بود . صلاح الدين از او در سركوب كردن اهل صليب يارى طلبيد ولى يعقوب نپذيرفت . وى به سال 595 درگذشت ( از لغت نامهء دهخدا ، ذيل يعقوب ) .
سلطان شاه بن ايل ارسلان پادشاه سلسلهء خوارزمشاهيان ، در خوارزم به سلطنت نشست ولى برادرش علاء الدين تكش مدعى او شد و به كمك لشكر قراختاى غلبه يافته خوارزم را بگرفت .
سلطان شاه به خراسان رفت و سرخس و نيشابور را بگرفت و با برادر به جنگ پرداخت . عاقبت بين آنها صلح اتفاق افتاد . چند سال بعد بازتكش در صدد قلع سلطان شاه برآمد و بعضى امرا نيز با او همدستان شدند . سلطان شاه چون از اين واقعه آگاه شد از شدت غم و اندوه در سلخ رمضان 589 وفات يافت ( دائرة المعارف فارسى ) .
زين المشايخ محمد بن ابى القاسم بقالى خوارزمى از ائمهء ادب و مراجع لغت عرب و از شاگردان زمخشرى بوده است ( ريحانة الادب ، ذيل زين المشايخ ) . در سال فوت وى اختلاف
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٣٧٣