عياض بن موسى بن عياض السبتى ( 476 تا 544 ه . ق ) دانشمند مغرب و امام اهل حديث در روزگار خويش بود . در زمينهء زبان ، انساب و تاريخ عرب از آگاهترين مردم بود . در مراكش درگذشت ( الاعلام ، ج 5 ، ص 282 ) .
سيف الدين غازى اول ( 500 تا 544 ه . ق ) از امراى مشهور آل زنگى و از اتابكان موصل ، پسر و جانشين عماد الدين زنگى . بعد از كشته شدن پدرش در 541 به امارت موصل نشست . به پارسائى و پاك خوئى موصوف بود . حكومت حلب و حمص و حماه را به برادر خود نور الدين محمود بازگذاشت و برادرش قطب الدين مودود به جاى او نشست ( دائرة المعارف فارسى ) .
علاء الدين حسين غورى معروف به جهانسوز پادشاه معروف غوريان . بعد از برادرش بهاء الدين سام در فيروز كوه به تخت نشسته لشكر به قصد تسخير غزنين كشيد و با سلطان بهرام شاه غزنوى مصاف داد و دولت شاه پسر بهرام شاه را در جنگ كشته شهر غزنين بگرفت و هفت شبانه روز غزنين را آتش زد و بسوخت ، به همين جهت به « جهانسوز » مشهور شد . بسيارى مردم را بكشت و گورهاى اكثر سلاطين غزنوى را بكاويد ، و استخوانهاشان از خاك برآورد و بسوزانيد و تمام قصور و عمارات محمودى را در غزنين خراب كرد و به غور بازگشت . در 547 از پرداخت خراج به سلطان سنجر خوددارى كرد و به حمايت مخالفين سلاجقه در هرات پرداخت . آخر با سنجر مصاف داد و در جنگ شكست خورده گرفتار شد و چندى در خراسان زندانى بود . سنجر پس از چندى او را ببخشيد و ديگر بار به ولايت غور بفرستاد . علاء الدين جهانسوز در ولايات مجاور يك چند كر و فرى كرد و بعضى ولايات غرجستان و طخارستان و باميان را در ضبط آورد . به سال 556 درگذشت ( دائرة المعارف فارسى ) .
اتابكان لر بزرگ يا بنى فضلويه يا هزار اسبيان سلسلهاى از اتابكان و فرمانروايان لرستان كه در سالهاى بين 550 تا 827 در قسمت شرقى و جنوبى لرستان حكومت مىكردهاند و پايتخت آنها ايذج ( مالمير كنونى ) بوده است . پادشاهان اين سلسله اصلا از كردان شام بودهاند كه از طريق ميافارقين و آذربايجان به ايران آمدهاند و در اوايل قرن ششم در لرستان به سكونت پرداخته اند ( دائرة المعارف فارسى ) .
غوريان يا آل شنسب سلسلهاى از سلاطين و امراى محلى ولايت غور بودند كه از عهد
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٣٦١