تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
استانهء امام نموده « 1 » نزول اجلال ارزانى فرمودند - و بعد از چند روز به نيشاپور تشريف بردند و ازان‌جا سبزوار و حاكم سبزوار شمس الدين على سلطان سبزوارى بود و جاگيردار نيشاپور شاه قلى سلطان حاكم مشهد بود و از سبزوار بدمغان و از دمغان بسمنان و از سمنان بقزوين و پيش از ان به چند روز كه حضرت بقزوين تشريف آرند حضرت شاه برآمده متوجه ييلاق سلق شده باشند كه به جهت تماشاى حضرت طرح شكار اندازند - چون بنواحى زنكان رسيدند خبر رسيد كه نواب بيرم بيگ را پيش حضرت شاه فرستاده‌اند - و بشرف ملازمت مشرّف گرديده و كتابت حضرت را گذرانيده - در همان منزل جواب يافته مراجعت نموده - بعد از چند روز حضرت و حضرت شاه در همان منزل با يكديگر ملاقات نمودند - و باتفاق متوجه شكارگاه شدند - چون پيش از آمدن حضرت قازيان « 2 » عظام را حكم كرده بودند كه شكار را از ده روزه راه رانده بيارند - در چمنستانيكه او را ساوق يلاق « 3 » گويند كه اول منزل ييلاق سلق است
هامش
( 1 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 215 « پانزدهم محرم ( 951 ) نهصدوپنجاه‌ويك بمشهد مقدّس رسيده به زيارت روضهء رضويّه فايز گشتند » * ( 2 ) در اصل نسخه قازيان مرقوم است شايد اين لفظ « قازچران » باشد - آنكه بطها را چراند - فرهنگ انندراج جلد اول صفحه 931 * ( 3 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 218 « از ده روز راه لشكر شاهى جانوران صحرائى را رانده در چشمه ( كه او را ساووق بلاق گويند كه اول منزل ييلاق بيلق است ) شكار مجتمع -