تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
پيشكش نمايند - و حاكم غوريان و نوسح « 1 » و كوسو در ولايت خود مهمانى نمايند - و حاكم خاف و ترشيز و زاوه و محولات در سراى جام فرهاد خسرو كه پنج فرسخى مشهد اقدس باشد مهمانى نمايند - در تاريخ سنه 990 نقل - در تاريخ سنه الف نقل گرفته شده * و چند روزى كه ميل بودن هرى داشتند « 2 » توقف فرمودند - و از اهل نغمه و غيره جمعى در ركاب ظفر قرين متوجه مشهد مقدّس شدند - و احمد سلطان را چون مدتى در خدمت بود رخصت سيستان فرموده متوجه اردو شدند - چون نزديك مشهد مقدّس رسيدند شاه قلى سلطان ولد قازق بهادر استجلو كه دران وقت حاكم مشهد بود معه سادات و اهالى و موالى و علما استقبال نموده ملازمت ( نمود ) و حضرت زيارت
هامش
( 1 ) در اكبرنامه و مآثر رحيمى « حاكم غوريان و فوشنج و كرشو در ولايت خود » * ( 2 ) در مآثر رحيمى جلد اول صفحه 587 در خصوص سال ورود حضرت جهانبانى بهرات مىنويسد « كه در روز نو روز غرّه ذى قعده نهصدوپنجاه در باغ جهان اراى هرات نزول اجلال فرمودند » و در اكبرنامه جلد اول صفحه 214 نوشته كه در مجلس اول صابر قاق كه در خوانندگى يگانهء خراسان و عراق بود غزل امير شاهى را خواند كه اركان وجود اهل وجد و حال در تزلزل آمد و مطلعش اين است : -مبارك منزلى كآن خانه را ماهى چنين باشد * همايون كشورى كآن عرصه را شاهى چنين باشدو چون به اين بيت رسيد كهز رنج و راحتِ گيتى مرنجان دل مشو خرّم * كه آئينِ جهان گاهى چنان گاهى چنين باشدحضرت جهانبانى را رقّت شد و بغايت متاثّر شدند - و انعامها در دامن اميد او ريختند *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 31 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات