حاصل كرده معه فرزندان متوجه سفر مبارك شد - دو سال در بندر سورت بموجب حكم بود - بتقريب ارباب غرض كه بعرض رسانده بودند كه او زر و جواهر بسيار همراه دارد - بنواب قليج خان و برادران فرمان عالىشان صادر شده بود كه اسباب او را تحقيق نمايند و تا « 1 » حكم ديگر معطّل دارند - و چون تحقيق نمودند يك لكه روپه از نقد و خريدى كه در هربندر كرده بكشتيها درآورده بود ظاهر شده - و چون مفصّل در فتحپور به نظر اشرف گذشت بندگان حضرت فرمودند كه قريب به دو قرنست كه درين سلسله خدمتگارى نموده - حالا كه همراه بطواف حرمين مىرفته باشد يك لكه روپه چه باشد كه مردم گويند كه زر و جواهر بسيار همراه دارد - مقصود اين بود كه بلكه او را از رفتن سفر مبارك نگاه داريم - يكسال ديگر حضرت تغافل فرمودند - و چند مرتبه فرامين هم بمشار اليه صادر شد كه اگر بالفعل بملازمت نتوانى رسيد در سركار گجرات در هرمحل كه اراده كنى معه فرزندان جاگير فرمائيم - چون ترا سامان شود باز بدرگاه خواهى آمد - و در ثانى الحال معلوم بندگان حضرت شد كه در رفتن سفر مبارك غرض و حيله نداشته حكم مجدّد صادر شد كه چون راسخ بوده برود - در بيستوچهارم محرم سنه 988 ( نهصدوهشتادوهشت ) بكشتىء محمدى كه نواب قطب الدين خان و نواب قليج خان بشركت ساخته بودند درآمده تا آخر ماه
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « تحقيق نمايند - و به حكم ديگر » *