تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
كه بالا گذشته و خواجها را هم از اسپ و فيل آنچه لايق بود مهمانى گويا فرستاده - و بعد از چند روز در جواب عرضه داشت فرمان عالىشان صادر شد كه سيادتمآبى مرزا ميرك و تولك چند صاحب توجيه را به جهت تشخيص احوال خانخانان بچنار فرستاديم - تو هم اهتمام كن كه آنچه از آنها مىپرسيم از تو هم خواهم پرسيد - و آنكه تحويلداران را زولانه كردهء بسيار خوب واقع شده - بعد از چند روز ميرزا ميرك و تولك چند آمده تحقيق كرده مفصّل كردند - بايزيد نوكر قلعهء چنار را بميرزا ميرك سپرده خود را از سپاهگرى گذراند كه بعد از خانخانان زندگى خيال نكند - سپاهى و قلعهء چنار چون داشته باشد و قرار داد كه بتانده رفته بر سر قبر خانخانان مجاور باشد - حكم بميرزا ميرك رسيد كه آنكه قلعهء چنار را از بايزيد قبول كرده نيك واقع نشده و قلعهء چنار را بدستور خانخانان مفيض داشته‌ايم - باز قلعه را بمشار اليه سپارد - و بمهمات آن سركار دخل نكند - و سركار جونپور كه بكرورى آن مقرر است آنجا برود - و بايزيد در سنه 982 ( نه‌صدوهشتادودو ) قلعه چنار را بموجب حكم باز متصرّف شد - و بدولت حضرت بحكومت آن سركار قيام نمود - بعد از ان فرمان طلب صادر شد - مشار اليه مع فرزندان و برادران در سنه 984 ( نه‌صدوهشتادوچهار ) در فتح‌پور بملازمت حضرت مشرّف گرديد - در همان چند روز