رسيدند اينجا هم بكومك مقيد نشده بتعجيل متوجه شدند - و آنهائى كه در برآوردن غنى خان سعى كرده بودند مثل قاضى ابراهيم و فريدون تغائىء مرزا محمد حكيم و مير محسن خويش شهاب خان و تردى محمد و بندعلى ميدانى و باقى قاقشال و شاه ولى اتكه كه سابقا بكاول حضرت جنت اشيانى بود و على محمد و عبدى سرمست و سوندك يرغلق و محمد معصوم كه در ثانى الحال بهند آمده باغى شد و هنوز تا اين تاريخ در سركار بنگاله از جملهء باغيانست - در تاريخى كه كوچك عملدار كه قبل ازين نوكر خواجه كلان بيگ بوده در حينى كه خانخانان در كابل بود نوكر ايشان شده بود - در ان محل كه خانخانان بپابوس حضرت بهند آمدند او را در كابل در خدمت فرزند خود غنى خان مانده بودند - حرم خانخانان را به او همراه كرده از كابل بدرقه شده از جلال آباد گذرانيده در نواحىء پشور كه حمزه عرب از قبل خانخانان حاكم پشور بود رسانده - در زمانى كه حرم خانخانان بكوچك سر و پا داده رخصت كابل نمودند - همان زمان حمزه عرب رسيد - معلوم شد كه بكابل رخصت شده - نزديك به جم بكوچك رسيده - مشار اليه چون بحمزه عرب روبرو شده حمزه عرب در مردانگى شهرت داشت تيزدستى نموده بكوچك ( شمشير ) انداخته بقتل رسانيد - و برگشته حرم خانخانان را از نيلاب گذراند - و مراجعت نموده به پشور كه حاكم آنجا بود رفت - و امثال اين مردم را حيدر محمد خان وسوسه ميكرد كه چون كابل ميسر شود سياست بايد
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٢٥٦