و خان مذكور بيايد آن زمان مرا يا ديگرى را تعين خواهند فرمود لايق دولت مىنمايد - و اين را هم يافته بود كه قندهار جاى بىمداريست - آخر قزلباش بر سر قندهار خواهد آمد - و چون حضرت هم در محل ملاقات حضرت شاه بايشان گذرانده بود نخواست كه در قندهار باشد - بيرم خان را هم منّتدار ساخته اسپها و اسباب خوب گرفت - و اين كنگش به حضرت پسنديده افتاد - و تا منزل نغز « 1 » بيرم خان در ركاب ظفر قرين آمد - و دو سه روز آنجا مقام كردند - هزارهء چند كه درين چند روز بدزدى باردو آمده بودند گرفته روز كوچ بقصاص رسانيدند - و زمين داور از تردى بيگ اتاوه تغير داده به بهادر سلطان شيبانى عنايت كردند - و نواب بيرم خان و سلطان مذكور را رخصت قندهار و زمين داور فرمودند - و بدولت كوچ كرده متوجه كابل شدند - و بايزيد ملازم خواجه جلال الدين محمود را كه حضرت شهزادهء عالميان جلال الدين محمد اكبر مرزا سيب و انگور در كنكنهء چند براى حضرت فرستاده بودند - و مشار اليه از غزنى بقلعهء سنگين آمده بود - و روز ديگر از قلعهء سنگين ايلغار كرده در دو سه كروهى نغز بپابوس رسيده ميوها را به نظر اشرف درآورده - ركيبى طلبيدند - و حضرت در بالاى اسپ از آن ميوها نوش جان فرمودند - و بشاه ابو المعالى هم الش عنايت كردند *
و درين اثنا هاشم حينى كه داروغه بود بعرض رسانيد كه جزوى
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « مغر » *