تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
داشتند در مجلسى كه آش حضرت رسول ( صلى اللّه عليه و سلّم ) ميدادند آب بدست ايشان ريختند - و چند مرتبه بسير باغ غلچك و بابا حسن ابدال تشريف بردند * و تمام زمستان سنه 960 « 1 » ( نه‌صدوشصت ) را بفراغت و عيش گذرانيدند - و بيرم خان از اسپ و اسباب آنچه لايق بود پيشكش گذرانيد - و قندهار را حضرت بمنعم بيگ ولد ميرم بيگ كه سابقا ميرم بيگ در حينى كه اتكهء مرزا عسكرى بوده داشته است - و محلى كه همراه مرزا بكابل مىآمده هزارها ما بين قندهار و غزنى سر راه گرفته‌اند - و ميرم « 2 » مذكور دانسته كه هردو بيرون نمىتوانند رفت - بمرزا گفته است كه من بجنگ مىشوم شما بدر رويد - مرزا برآمده بغزنى آمده‌اند - و ميرم « 2 » مذكور در همان جنگ بشهادت رسيده - عنايت فرمودند - و مشار اليه تسليم كرده بعرض رسانيد كه مردم گمان خواهند كرد كه بيرم خان از قندهار بدر نمىآمده - آمدن حضرت محض از براى اين بوده كه دگرى بجاى او نصب كرده او را بكابل برند - چون قرار يافته است كه در زمستان سنه 960 « 3 » ( نه‌صدوشصت ) بدولت متوجه هند شوند و بيرم خان در ملازمت باشند - وقتى كه به جهت لشكر هند بكابل برسند
هامش
( 1 ) حسب روايت اكبرنامه جلد اول صفحه 332 سنه 961 نه‌صدوشصت‌ويك مىشود * ( 2 ) در اصل نسخه « مير مذكور » * ( 3 ) از اكبرنامه جلد اول صفحه 334 سنه 961 نه‌صدوشصت‌ويك مفهوم مىشود *