بايد رسولانى براى جمع كردن ساحران بسوى شهرهاى مختلف گسيل نمايد و موسى و برادرش را تحت نظر و مراقبت قرار دهد و در كشتن آنها عجله نكند ، مبادا كه او را ظالم و سنگدل بخوانند .
( 112 )
( يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ )
: ( تا همهء جادوگران ماهر را نزد تو بياورند ) يعنى آن رسولان براى جمع كردن جادوگران ماهر روانه شده و آنها را نزد فرعون بياورند تا آنان بوسيله جادويشان با سحر موسى مقابله كنند .
( 113 )
( وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ )
:
( و جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند : اگر ما غالب شديم هر آينه مزدى خواهيم داشت ) ، اين كلام گوياى آنست كه جادوگران اهميّت مطلب را فهميدهاند و چون خود را غالب مىدانستهاند لذا نه به نحو سئوالى ، بلكه به منظور تأكيد با لحن خبرى گفتند : اگر ما غالب شويم بدرستى براى ما اجرتى خواهد بود .
( 114 )
( قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ )
: ( فرعون گفت : آرى بدرستى هر آينه شما از مقرّبان و نزديكان درگاه خواهيد شد ) ، اين جمله اجابت سئوال ساحران است به اضافه يك وعده ، به اينكه آنها را مقرّب درگاه خويش گرداند .
( 115 )
( قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ )
: ( ساحران گفتند :
اى موسى ، آيا تو عصايت را مىاندازى يا اينكه ما ابزار خود را بياندازيم ) ، اين اختيار دادن آنها به موسى دلالت بر آمادگى و اعتماد به نفس آنها مىكند ، چون به خيال خود كاملا مىتوانستند با موسى مقابله كنند و لذا گفتند : اگر مىخواهى ابتدا تو عصايت را بيانداز و اگر مىخواهى ما اوّل طنابها و چوبدستهايمان را به كار ببريم و اين سخن را براى زرنگى و تضعيف روحيهء خصم و خوار شمردن او گفتند و با اين كلام در واقع خواستند