در آن از هر سخنى كه دشمن را به عناد و لجبازى تهييج مىكند پرهيز شود و مقدّمات كاذب در آن به كار نرود ( هر چند كه خصم آنها را صادق پندارد ) و نيز از بىعفتى در كلام و سوء تعبير و توهين به مقدّسات طرف مقابل اجتناب شود ، چون در غير اين صورت براى اثبات حقّى ، حقّ ديگرى ابطال مىشود .
بايد دانست كه ترتيب در حكمت و موعظه و جدال به حسب افراد است ، يعنى حكمت و برهان همه انواعش نيكوست ، لذا ابتدا ذكر شده و موعظه دو نوع بود ، خوب و بد ، و خداوند موعظهء خوب را در مرتبهء دوّم ذكر نمود و جدال كه سه نوع است ، بد ، خوب و خوبتر و خداوند جدال خوبتر را در مرتبهء سوّم ذكر فرمود و تشخيص اينكه در چه موردى ، كداميك از فنون فوق را بايد به كار بست به عهده شخص دعوت كننده مىباشد كه با حسن انتخاب خود بايد هر كدام را كه بهتر و مناسبتر است و اثر بيشترى در هر موقعيّت دارد به كار بندد و با هر گروهى به فراخور موقعيّت و فهم و دريافت آنها از هر يك از روشهاى مذكور استفاده نمايد و در انتها مىفرمايد پروردگارت داناتر است به كسانى كه گمراه شدهاند و كسانى كه هدايت يافتهاند ، پس او مىداند كه تنها چيزى كه در امر دعوت مفيد و هدايت كننده است حكمت و موعظه نيكو و جدال احسن است ، امّا كسانى كه گمراه شدهاند در صدد فريب و خدعه ديگران از راه مغالطه « 1 » ، و حق نمودن باطل هستند ، خداوند به احوال آنها داناتر است .
( 126 )
( وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ )
: ( و اگر در صدد عقوبت هستيد ، نظير آن عقوبتى را كه ديدهايد ، بنماييد و اگر
هامش
( 1 ) - مغالطه ، طريقهء چهارم در فن منطق است كه در آن با استفاده از مقدّمات كاذب سعى مىشود كه مطلب ناحق به صورت حق جلوه كند و قرآن اين طريق را ردّ نموده و آن را طريق گمراهان از راه خود دانسته است . ( مترجم )