در آخر آيه مىفرمايد : پروردگارتان رئوف و رحيم است .
بعضى نيز گفتهاند مراد از ( اخذ بر تخوّف ) به معناى عذابيست كه ترسناك باشد ، ولى هلاكت نياورد مانند زلزله و طوفان و غير آنها و بعضى نيز گفتهاند مراد از ( تخوّف ) ( تنقّص ) است يعنى كمبود و نقصان در نعمتها به نحو تدريجى ، مثلا ابتدا امنيّت سلب شود ، آنگاه بارندگى كاهش بيابد و فراوانى رو به نقصان نهد و سلامت بدنى از آنها سلب گردد و هكذا كليّه نعمتها رو به كاهش گذارد و البته ، كم كردن نعمتها خود ، مهلت و فرصتى است كه بدكاران در آن مدّت مىتوانند توبه كنند و مافات را به نحوى جبران نمايند ، لذا جمله
( فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ )
در حكم تعليل مفاد آيه است ، يعنى نزول اين نوع عذاب از جهت رحمت و رأفت پروردگار است كه به مردم فرصت توبه مىدهد .
( 48 )
( أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ )
: ( مگر آن چيزهايى را كه خدا خلق كرده نمىبينند كه سايههايشان از چپ و راست مىآيد و با تذلّل سجدهكنان بر خداوند هستند ) ، ( رؤيت ) در اين آيه به معناى ديدن با چشم و رؤيت حسّى است و ( تفيّؤ ) به معناى بازگشت سايه است در بعد از ظهر .
و معناى آيه ( كه خداوند به آن داناتر است ) اين است كه آيا مشركانى كه منكر توحيد ربوبّى و منكر دعوت پيامبران هستند به مخلوقات خدا و اين اجسامى كه بر زمين قائم هستند ( از قبيل كوهها و درختان و ساختمانها و همه اجسامى كه بر زمين قرار دارند ) ، نظر نمىكنند و نمىبينند كه اينها با گردش و بازگشت سايهها از جوانب گوناگون در برابر خدا سجده مىكنند و از روى ذلّت و بندگى در برابر حقّ سايهء خود را بر زمين مىافكنند و همه در برابر خداوند خاضع و خاشعند ؟
لذا همهء موجودات جسمانى در برابر خداوند خاضع بوده و ذاتا در برابر امر او مطيع و فرمانبردارند و ذلّت و بندگى خود را به اين نحو از عبادات تكوينى ظاهر مىسازند
( كُلٌّ