آدميست كه به شيوهء افراد كافر و جهّال عمل كند ) .
( 20 )
( الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ )
: ( كسانى كه به عهد خدا وفا كرده و ميثاق را نمىشكنند ) ، منظور از عهد و ميثاق همان پيمانيست كه خلائق به زبان فطرت خود با پروردگارشان بستند كه او را يگانه بدانند و بر اساس توحيد عمل نموده و آثار توحيد را از خود نشان دهند و هر فرد در رابطه با خود و جامعه بر اساس آن عمل نمايد .
البته عهد و ميثاقى هم كه به وسيلهء انبياء و به دستور خداى سبحان از بشر گرفته شده ، همه از فروع اين ميثاق فطريست .
( 21 )
( وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ )
: ( و كسانى كه آنچه را خدا به پيوستن آن فرمان داده مىپيوندند و از خداى خويش مىترسند و از بدى حساب بيم دارند ) ، ظاهرا به قرينهء ( سوء الحساب ) مراد از امر ، در اينجا امر تشريعى است ، چون حساب و مؤاخذه مبتنى بر احكام نازله در شريعت است كه اين احكام ، خود احكام فطرت را تأييد مىكند نه آنكه فقط مبتنى بر فطرت باشد چون حجّت الهى فقط با فطرت تمام نمىشود بلكه بايد طريق وحى نيز به فطرت منضّم شود هر چند كه حسن و قبح بسيارى از احكام مثل زشتى ظلم يا نيكوئى عدل براى همه به حكم فطرت واضح و آشكار است ، از معروفترين مصاديق آنچه خدا امر به پيوند آن نموده مسأله صلهء رحم است كه ترك آن مخالفت با امر خداست و مراد از ( خشيّت ) تأثر قلبى از احتمال وقوع شرّ است و مراد از ( خوف ) تأثّر عملى انسان در مقام ترس مىباشد .
به هر جهت اينچنين كسانى از پروردگارشان خشيّت داشته و از بدى حساب اعمالشان بيمناكند ، چون اعمال انسان همه در صيحفهء عملش ثبت و ضبط مىگردد و آنكس كه عملش بد و ناپسند باشد عاقبت و و بال سوء نيز در انتظار او خواهد بود .