تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
لذا در سرگذشت انبياء و من جمله در ماجراى يوسف و برادرانش براى صاحبان خرد مايه‌هاى عبرت وجود دارد ، چون اين داستان داراى هدف و غايت بوده و مراد از آن ، انتفاع مردم در امور عقيدتى و عبادى و معاملات آنهاست و صاحبان عقل و انديشه كسانى هستند كه از شنيدن اين‌گونه سرگذشتها عبرت گرفته و به عمق مطالب آن مىرسند و اين داستان يك گفتار افترائى و ساختگى نيست ، بلكه تصديق كتاب آسمانى قبل از قرآن يعنى تورات است و اصولا كيست كه از نظر گفتار از خدا راستگوتر باشد
( وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا )
« 1 » ، و خداوند به علم خود اين داستان يوسف را بر رسول امين خود محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم وحى نموده است و اين كتاب قرآن مايه تميز و توضيح و بيان همهء آن چيزهايى است كه مردم در امر دين خود كه بر پايهء سعادت دنيا و آخرت بنا شده ، به آن احتياج دارند و نيز اين قرآن هدايت كننده بسوى سعادت و رستگارى و رحمتى خاص براى گروهى است كه ايمان بياورند و بوسيله آن بسوى صراط مستقيم هدايت گردند .
هامش
( 1 ) - سوره نساء ، آيه 122 .