مقام تأكيد اينكه ، اين دعوت بسوى خدا بر اساس توحيد خالص است و هيچگونه گرايشى بسوى شرك ندارد ، مىفرمايد : من از مشركان نيستم ، چون كسى كه مشرك باشد غافل از پروردگار خود و ايمن از مكر او و روىگردان از آيات اوست ، پس چگونه ممكن است كه داعى بسوى او باشد ؟ و اين سنخ اوصاف به هيچ وجه با هدايت و ارشاد جمع نمىگردد .
( 109 )
( وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرى أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَ فَلا تَعْقِلُونَ )
: ( و ما قبل از تو نفرستاديم مگر مردانى از اهل آباديها را كه به آنها وحى مىكرديم ، چرا در زمين سير نمىكنند تا ببينند عاقبت كسانى كه قبل از آنها بودند چگونه بود ؟ و هر آينه سراى آخرت براى كسانى كه تقوى پيشه بودهاند بهتر است ، چرا تفكّر و تعقّل نمىكنيد ؟ ) ، در اين آيه مىفرمايد : اى رسول ما ، تو اوّلين پيامبر نيستى بلكه سنّت الهى همواره در دعوت مردم بسوى دين توحيد جريان داشته و انبياء قبل از تو نيز از جنس بشر بودهاند و از ميان همين مردم مبعوث مىگشتهاند و خداوند به آنها وحى مىفرستاد تا مردم را به سوى آنچه خير و صلاحشان در آنست دعوت كنند ، و آن امر اين است كه تقوى پيشه نموده و از خدا بترسند تا رستگار شده و به سعادت دائمى در سراى باقى نائل گردند و عينا دعوت رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نيز به همين صورت است و چرا مردم در روى زمين سير و گردش نمىكنند تا ببينند عاقبت كسانى كه قبل از آنها بودهاند به كجا كشيده و در اثر كفر و لجاجت و تكذيب نتيجه اعمالشان را چشيده و به عذاب خدا دچار شدهاند همچنانكه ثمود و عاد و قوم نوح و قوم لوط و . . . به عذاب خدا معذّب شدند و غير خدا هيچ يار و ياورى نداشتند و سنّت قهر الهى و هلاك كردن جبّارين در امم سابق و لا حق ادامه داشته و خواهد داشت و هرگز از طغيانگران و سركشان تخلّف نمىكند ، پس مؤمنان بايد تقوى پيشه كنند ، چون خدا ترسى ، اصل هر چيز و در بردارندهء هر سعادتى است و پاداش سراى آخرت تنها از آن تقوى پيشهگان