( 63 )
( أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ )
: ( آيا در شگفتيد از اينكه بر مردى از خودتان از ناحيهء پروردگارتان تذكرى آمده باشد تا شما را بيم دهد و تا اينكه شما پرهيزگار شده و شايد مورد رحمت واقع شويد ) ، اين جمله استفهام انكارى است كه مىفهماند ، تعجّب آنها از ادّعاى رسالت و دعوت پيامبرشان امرى بى جا و بىمورد بوده است ، مقصود از ( ذكر ) همان معارف حقّه است كه بشر را به ياد خدا مىآورد و سه عبارت بعدى
( لِيُنْذِرَكُمْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ )
متعلّق به جمله ( جاءكم ) مىباشد و معناى آن اين است كه اين ذكر براى اين به جانب شما فرستاده شده تا رسول ، شما را بيم دهد و شما نيز از خدا بترسيد و در نتيجه مشمول رحمت الهى واقع شويد ، چون تنها تقوا و ترس آدمى را نجات نمىدهد ، بلكه بايد رحمت الهى هم دستگير انسان شود و اين كلام نوح عليه السّلام مشتمل است بر اجمالى از معارف عالى الهى .
( 64 )
( فَكَذَّبُوهُ فَأَنْجَيْناهُ وَ الَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً عَمِينَ )
: ( پس او را تكذيب كردند و امّا او و كسانى را كه در كشتى با او بودند نجات داديم و كسانى را كه آيات ما را تكذيب كرده بودند غرق ساختيم ، براستى آنان گروهى كور دل بودند ) ، ( فلك ) به معناى كشتى است و ( عمين ) يعنى كسانى كه ديدهء بصيرت نداشته و چشمشان از ديدن حق كور است و اين قوم كوردل حضرت نوح را تكذيب كردند و لذا خداوند نوح و پيروانش را نجات داد ، امّا قوم گمراهش را غرق نمود .
[ آيهء ( 72 - 65 ) بيان ماجراى هود عليه السّلام ]
( 65 )
( وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ )
: ( به سوى قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم ، گفت : اى قوم من ، خدا را بپرستيد كه براى شما غير او خدايى نيست ، آيا پرهيزكارى نمىكنيد ؟ ) ، ( اخ ) به معناى برادر است و ليكن بطور استعاره به هر كس كه با قومى يا شهرى يا صنعتى و يا سجيّهاى نسبت داشته باشد نيز برادر آن قوم يا شهر اطلاق مىكنند و در اينجا نيز به همين معناست و سخنانى كه