به انجام مىرساند
( وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ )
« 1 » ، و خداوند هرگز در مشيّت و ارادهاش مقهور و مغلوب نمىگردد و اين سخن يعقوب كنايه از آن بود كه آن برادران آنطور كه بايد و يا اصلا نسبت به برادرشان يوسف رحم نكردند و با آنكه پدرشان به آنها اعتماد كرد در حقّ يوسف كوتاهى كردند و به هر حال اين كلام آنحضرت در ردّ درخواست فرزندان خود مىباشد .
( 65 )
( وَ لَمَّا فَتَحُوا مَتاعَهُمْ وَجَدُوا بِضاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قالُوا يا أَبانا ما نَبْغِي هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا وَ نَمِيرُ أَهْلَنا وَ نَحْفَظُ أَخانا وَ نَزْدادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ )
: ( و زمانيكه بار خود را گشودند ، ديدند كه سرمايهء آنها به ايشان برگردانده شده ، گفتند :
ما ديگر چه مىخواهيم ، سرمايهء ما بازگردانده شده و ما براى خانوادهء خويش آذوقه مىآوريم و از برادرمان محافظت مىكنيم و پيمانهء بزرگتر و بيشترى غير از اين پيمانه كوچك دريافت مىداريم ) ، ( ميره ) يعنى طعامى كه از شهرى به شهر ديگر حمل مىشود و ( بغى ) يعنى طلب كردن ، مخصوصا طلب شرّ ، به هر جهت برادران وقتى بارها را گشودند و ديدند كه سرمايهء آنها به آنان برگردانده شده ، بسيار خوشحال شدند و آن را دالّ بر مهمانوازى و اكرام عزيز مصر دانستند كه طعام را به رايگان در اختيار آنها نهاده بود ، پس با خوشحالى گفتند : پدر جان ديگر ما چه چيزى از سفرمان طلب كنيم ، آنها حتّى سرمايهء ما را بازگرداندهاند ، پس با خيال راحت برادر را با ما بفرست ، ما مىرويم و از آنجا براى خانواده طعام مىآوريم و همانطور كه وعده داديم ، مواظب برادرمان خواهيم بود و اين پيمانه فعلى پيمانه كوچكى است ، اگر برادر را ببريم سهم او را هم خواهيم گرفت و پيمانه بزرگترى دريافت مىكنيم ، چون ما احتياج به طعام بيشتر داريم .
يا آنكه ( يسير ) را به معناى آسان بگيريم كه در اين صورت معنا چنين خواهد بود كه
هامش
( 1 ) - سوره طلاق ، آيه 3 .