( 57 )
( وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ )
: ( و هر آينه پاداش آخرت براى كسانى كه ايمان آورده و پرهيزگارى مىنمودند ، نيكوتر و بهتر است ) ، پس اجر اخروى براى اولياء از بندگان خداست و اين يك وعدهء نيكوى اخروى است و يوسف نيز يكى از اين اولياء خداست و اين اجر شامل همهء مؤمنان نمىگردد ، بلكه تنها براى كسانى متحقّق مىشود كه بر صفات ايمان و تقوى ملازم باشند .
[ آيهء ( 82 - 58 ) ذكر وارد شدن برادران يوسف بر او و جرياناتى كه ميان ايشان واقع مىشود ]
( 58 )
( وَ جاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ )
: ( برادران يوسف آمدند و بر او وارد شدند ، او ايشان را شناخت ولى آنها او را نشناختند ) ، در سالهاى قحطى برادران يوسف براى تهيّه آذوقه خانواده و خريد آن راهى مصر شده و بعد از سالها كه از جدائى آنها مىگذشت بر يوسف وارد شدند و يوسف با علم نبوّت يا به قوه هوش و كياست آنها را شناخت ، امّا آنها ابدا او را نشناختند ، چون اوّلا ) يوسف در كودكى از آنها جدا شده بود و ثانيا ) او را در صورت عزيز مصر مىديدند و هرگز نمىپنداشتند كه او مردى عبرانى و غير قبطى باشد .
( 59 )
( وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ قالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ أَ لا تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ )
: ( و هنگامى كه وسيله سفر و آذوقهء آنها را آماده كرد ، گفت :
آن برادرى را كه از پدر داريد نزد من بياوريد ، آيا نمىبينيد كه من حقّ پيمانه را ادا مىكنم ، و بهترين ميزبانانم ؟ ) ، يوسف عليه السّلام بعد از آنكه متاع و يا طعامى را كه جهت ايشان آماده كرد و به آنها فروخته بود ، بار كرد به آنها دستور دارد كه نوبت ديگر برادر پدريشان را همراه بياورند و براى آنكه آنها متوجّه نشوند كه او يوسف است و فكر آنها را از اين مطلب منصرف گرداند ، فرمود : آيا نمىبينيد كه من به شما كم نفروختم و به اتكّا مقام و قدرتم به شما ظلم نكردم و من بهتر از هر كس مهمانان خود را اكرام و پذيرائى مىكنم ؟ منظور ديگر آن حضرت از اين كلام تشويق آنان بود تا در مراجعت ، برادر