بسوى مدين برادرشان شعيب را فرستاديم كه به آنان گفت : اى قوم من ، اللّه را بپرستيد كه براى شما جز او معبودى نيست و در معاملات در پيمانه و ترازو كم نگذاريد ، من شما را در خير و فراوانى مىبينم و از عذاب روزى فراگير بر شما بيمناكم ) ، اين آيه نيز عطف به داستانهاى انبياء سابق است و شعيب نيز چون از همان قوم بود و با آنان نياى مشترك داشت ، او را برادر آن قوم ناميده است و شعيب هم مانند انبياء سلف ، مردم را به عبادت خداوند فرا خوانده و به نحو حصر ، عبادت را فقط مخصوص خدا مىداند و آنگاه چون قوم شعيب در معاملات خود رعايت عدالت را نمىكردند و همواره كم فروشى مىنمودند و اين عمل در ميانشان بسيار شايع بود ، لذا آن حضرت در مقام خيرخواهى به آنان گوشتزد مىكند كه در پيمانه و ترازو كم نگذارند و آنها را از عذاب فراگير روز جزا بيم مىدهد و مىفرمايد ، من خير شما را مىبينم ، يعنى مىبينم كه خداى متعال به شما مال بسيار و رزقى وسيع و بازارى بسيار پر رونق داده و لذا احتياجى به دزدى و كم فروشى نداريد و نبايد در مال مردم طمع نموده و سود بيشتر را از راه ظلم و طغيان بدست آوريد .
كه در اين صورت اين قسمت از كلام ايشان تعليل جمله قبلى يعنى نهى از كم فروشى است ، امّا ممكن است تعليل قسمت اوّل يعنى دعوت به عبادت خدا باشد به اين معنا كه مىفرمايد خدايى كه به شما اين همه نعمت و رزق و روزى فراوان داده و شما را مشمول عنايت خود گردانيده و نعمت عقل و رشد به شما داده ، پس به چه مجوّزى به او شرك مىورزيد و معبودهاى ديگر را عبادت مىكنيد ؟ و آنگاه فرمود من از عذاب فراگير روز قيامت يا عذاب دنيوى كه شما را منقرض نمايد و از آن هيچ راه فرارى نداريد ، براى شما بيمناكم ، چون آن عذاب فراگير است و هيچ راه خروج و گريزى از آن نيست و هيچ امرى نمىتواند مانع آن شود يا شما را در برابر آن مدد رساند .
( 85 )
( وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا