تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
( 82 )
( فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ )
: ( همين كه امر ما آمد ، بلنديهاى سرزمينشان را پست نموديم و بر آنان بارانى از كلوخ باريديم ، كلوخهايى چون دانه‌هاى تسبيح رديف شده ) ، مىفرمايد : زمانيكه عذاب ما بر آنان محقّق شد ، سرزمينشان را زير و رو كرديم ، همانگونه كه آنها طريق فطرت را واژگونه نموده و در شهوات حيوانى سرنگون شده بودند و عذاب ما با كلمه ( كن ) محقّق گشت و بر آنها بارانى از سنگ و گل باريديم كه دانه‌هاى آن كلوخهاى منظم و مرتب و پشت سر هم بودند . ( 83 )
( مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ )
: ( كلوخهايى كه در علم پروردگارت نشاندار بودند و اين عذاب از هيچ قوم ستمگرى دور نيست ) ، يعنى آن كلوخها در نزد پروردگارت و در علم او علامت زده شده بودند و هيچ يك از آنها به خطا نمىرفت ، چون به قصد اهلاك فرد معيّنى انداخته شده بود و ممكن است كه عذاب آنها به صورت آتشفشان و زلزله‌اى بوده كه بعد از آن سنگهاى كوه بر سر آنها باريده است ( و اللّه يعلم ) . و آنگاه مىفرمايد : امثال اين عذابها از ستمگران دور نيست ، بعضى مىگويند منظور ستمكاران اهل مكه يا مشركان قوم رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم هستند و جملهء مربوط تهديدى براى آنهاست كه مىفرمايد ممكن است اين عذاب بر شما هم نازل شود يا بفرمايد قريهء لوط از سرزمين اينها دور نيست ، چون قريه لوط در سر راه مكّه به شام قرار داشته و بعضى نيز گفته‌اند كه مراد اين است كه بارش سنگ از ناحيهء خداى متعال بر گروه ستمكار قوم لوط ، امر بعيدى نيست و نكتهء التفات در جملهء
( عِنْدَ رَبِّكَ )
هم براى اين است كه از ستمگران و مشركان قوم رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم روى گردانده و تعريضى نسبت به آنها كرده باشد .

[ آيهء ( 99 - 84 ) ماجراى شعيب و قومش ، مراد از ارسال موسى عليه السّلام با آيات مبين ، بيان اينكه فرعون پيروان خود را وارد آتش مىكند ]

( 84 )
( وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ )
: ( و