( 51 )
( الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا وَ ما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ )
: ( كسانى كه دين خود را سرگرمى و بازيچه گرفتند و زندگى دنيا آنها را فريفت ، امروز ايشان را به فراموشى مىسپاريم ، همچنانكه آنها در دنيا ديدار امروزشان را فراموش كرده بودند و آيات ما را انكار مىنمودند ) ، ( لهو ) يعنى چيزى كه انسان را از كار مهّم و ضروريش باز دارد ، ( لعب ) به معناى كاريست كه از روى خيال انجام شود و هدف و نتيجهاش خيالى و دور از حقيقت باشد و ( غرور ) يعنى اظهار خيرخواهى براى كسى كه در دل بناى فريب و خدعه او را داشته باشند و ( نسيان ) يعنى فراموشى و در معنى ، مقابل ( ذكر ) است و استعارتا در معناى ترك چيزى و بىاعتنايى نسبت به آن نيز به كار مىرود ، همچنانكه در اين آيه به همين معنا استعمال شده و ( جحد ) به معناى نفى و انكار است .
اين آيه حال كفّار را توضيح مىدهد ، پس كفر عبارتست از اينكه انسان دين را وسيله سرگرمى و بازيچه قرار داده و مغرور حيات دنيا شود و روز لقاى پروردگار را فراموش كند و آيات الهى را انكار نمايد .
و اين آيه مىرساند كه انسان در هيچ حالى از احوال ، از دين بىنياز نيست ، چون دين راهى است كه انسان در زندگى مىپيمايد و مطابق فطرت اوست ، پس اگر آدمى از آن اعراض نمايد و به لهو و لعب سرگرم شود در حقيقت دين خود را بازيچه گرفته و زندگى مادّى او را فريفته است و آنگاه مىفرمايد : اين كافران چون در دنيا لقاى پروردگار و روز قيامت را فراموش كرده بودند و آيات ما را انكار مىكردند ما نيز در قيامت آنها را به حال خود رها مىكنيم و التفاتى به احوالشان نمىنمائيم .
( 52 )
( وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى عِلْمٍ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ )
: ( و به تحقيق كتابى به سوى آنان بياوريم كه آن را بر اساس علم شرح دادهايم و براى آنان كه ايمان مىآورند مايهء هدايت و رحمت مىباشد ) ، اين آيه دلالت بر حقانيّت كتاب مبين