تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
پيامبران خود و كسانى را كه ايمان آوردند نجات مىدهيم ، اينچنين بر خود محقّق نموده‌ايم كه مؤمنان را نجات دهيم ) ، پس زمانى كه آن عذاب محقّق شود ، همچنانكه در اعصار گذشته پيامبران خود و افراد با ايمان را از آن عذاب رهانيديم ، اكنون نيز چنين مىكنيم ، چون نجات دادن مؤمنان قضاى الهى است كه خداوند لازم گردانيده است و بعيد نيست از اينكه در انتهاى آيه نام رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم برده نشده اشاره به اين مطلب باشد كه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم اين نجات موعود را درك نمىكند و خداوند بعد از رحلت آنحضرت اين وعده را محقّق نموده و مؤمنان امتّش را نجات مىدهد ، ( و اللّه يعلم ) . ( 104 )
( قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ )
: ( بگو ، مردم اگر دربارهء دين من شكّ داريد ، من كسانى را كه شما غير از خدا مىپرستيد ، نمىپرستم ، بلكه من خدايى را مىپرستم كه شما را مىميراند و مأمور شده‌ام كه از مؤمنين باشم ) ، ( دين ) يعنى سنّت و طريقه‌اى كه بايد در زندگى پيروى شود و مراد از ( شك در دين ) يعنى اينكه انسان شكّ كند كه بر طريقه‌اى كه براى خود برگزيده ، پافشارى و استقامت كند يا خير ؟ و آيا دين او دوام و پايدارى مىيابد يا نه ؟ و منشاء اين شكّ آن بود كه مشركين طمع زوال اسلام را داشتند و اميدوار بودند ، بتوانند دعوت اسلام را سركوب كنند ، لذا خداوند به پيامبرش دستور مىدهد كه در جواب آنها بگويد ، اگر دربارهء دوام و زوال دين من و ريشهء اصلى دعوتم شك داريد ، بدانيد كه من هرگز معبودها و بتهاى شما را نمىپرستم و فقط خداى واحد متعال را عبادت مىكنم ، چون او كسى است كه شما را مىميراند ، از آنجا كه بهانه مشركين در عبادت بتها اين بود كه پرستش بتها باعث دفع عذاب و سخط آنها مىشود ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم با اين عبارت در واقع مىخواهد ، بگويد اين بتها هيچ تأثيرى در نزول عذاب و مرگ شما ندارند ، بلكه فقط خداوند خالق شما ، قدرت بر ميراندن شما دارد و لذا شايسته است براى وصول به امنيّت