( 34 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد بدرستى بيشتر علماء و راهبان دارائيهاى مردم را به ناحق تصرف مىكنند و از راه خدا جلوگيرى مىنمايند ، و كسانى كه طلا و نقره را به صورت گنج ذخيره مىكنند و آن را در راه خدا انفاق نمىكنند ، آنها را به عذابى دردناك بشارت بده ) ، اين جمله توضيح مطلبى است كه در آيه ( 29 ) بيان شد كه ( علماء و راهبان يهود و مسيحيّت ايمان درستى ندارند و آنچه را كه خدا حرام دانسته تحريم نمىكنند و به دين حق هم نمىگروند ) ، و تصرّف در مال مردم مهمتّرين مصداق عدم پايبندى آنها به محرمات الهى است ، اينها اموالى را كه مردم به جهت تظاهر آنها به زهد به ايشان مىدهند تصرف مىكنند و ربا مىخورند و رشوه مىگيرند و اموال مخالفانشان را غصب مىكنند تا حكم به ناحق نمايند يا از مردم پول مىگيرند و به آنها اوراقى مبنى بر آمرزيده شدن مىدهند ، يعنى بهشت را به آنان مىفروشند ! با آنكه بهشت متعلق به آنها نيست و آن را به بهاى اعمال نيك مىدهند نه با پول ! يا بگوييم اينها از سلاطين و ثروتمندان پول مىگرفتند و در مقابل ، حلال خدا را حرام و حرام او را حلال مىنمودند كه اين عمل عين همان اخذ رشوه در برابر حكم است ، امّا در تعدّى و ستم آنان همين بس كه قبالهء مغفرت و بهشت را به مردم مىفروختند و همچنين اينها راه خدا را سدّ مىنمودند ، يعنى سدّ راه حكومت عادلهء دينى بودند و نمىگذاشتند كه آن حكومت به اغراض و اهدافش كه همان اصلاح مردم و سعادت آنان است برسد .
و همچنين با جمعآورى تجهيزات ، با اهل دين به محاربه برمىخاستند ، مانند آنچه در جنگهاى صليبى و كشورگشائى واقع شد و هميشه بر اين روش بودهاند كه در راه دين خدا كارشكنى كردهاند و در جهت تشويق و توسعه تمايلات مطابق مرامشان كوشيدهاند