نسبت به آنچه كه انجام مىدهيد بيناست ) ، مراد از مهاجرين در اين آيه ، گروه اوّل مهاجرين هستند كه قبل از نزول اين آيات مهاجرت كرده بودند ، چون در آيهء 75 وضع گروه دوّم را كه بعدا مهاجرت مىكنند بيان مىنمايد و منظور از كسانى كه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و مهاجرين را مسكن دادند و يارى كردند ، طائفه انصار است كه مسلمانان در آن زمان منحصر در همين دو گروه بودند ، جز عدهء كمى از مؤمنان كه هنوز مهاجرت نكرده بودند .
خداوند ميان اين دو طائفه ولايت برقرار كرده و آنها را اولياء يكديگر خوانده است و اين جا ولايت اعم از ولايت ارث ، ولايت نصرت و ولايت امن است ( به اين معنا كه اگر يك فرد مسلمان كافرى را امان دهد ، همهء مسلمانان بايد او را در امان بدانند و نيز از يكديگر ارث مىبرند و اگر يك فرد مسلمان از ديگران يارى بخواهد ، بقيه موظف به نصرت او هستند ، البته حكم ولايت ارث بعدا نسخ شد ) ، بنابر اين همهء مسلمانان نسبت به يكديگر ولايت دارند ، آنگاه مىفرمايد : كسانى از مؤمنان كه مهاجرت نكردهاند ، هيچ ولايتى بين شما و آنان نيست ، جز ولايت نصرت ، يعنى اگر از شما يارى طلبيدند موّظف هستيد كه آنها را يارى كنيد ، مگر اينكه با قومى قصد جنگ داشته باشند كه شما با آنان پيمان صلح بستهايد .
و خداوند نسبت به اعمال شما بيناست و هيچ عملى از او مخفى نمىماند .
( 73 )
( وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ )
: ( و كسانى كه كفر ورزيدند اولياى يكديگرند و اگر آنچه قبلا گفته شد ، انجام ندهيد فتنهاى در زمين و فسادى بزرگ به وقوع مىپيوندد ) ، مىفرمايد : ولايت كفّار هم در بين خودشان است و به مؤمنين تجاوز نمىكند ، پس مؤمنين نمىتوانند آنان را دوست داشته و ولىّ خود بگيرند و اين جمله انشائى و امرى است كه به صورت خبرى آمده و غرض آن ، نهى مؤمنان از ولايت و دوستى كفّار است و آنگاه در جمله بعدى