مىدارند و از آنچه روزيشان كردهايم انفاق مىكنند ) ، در اين آيه دو صفت ديگر از مؤمنان حقيقى ذكر مىشود كه اين دو صفت به مقام عمل ارتباط دارند ، اولا ) : به پا داشتن نماز ، مؤمنان حقيقى چون نفسهايشان را در مقام بندگى و اخلاص و خضوع قرار دادهاند ، لذا قهرا بسوى بندگى و عبادت معطوف مىگردند و اين عبادت همان نماز است .
ثانيا ) : انفاق كردن ، مؤمنان در مرحلهء بعدى بسوى اجتماع معطوف گشته و براى بر طرف كردن حوائج جامعه قيام مىنمايند تا نواقص و كمبودها را در حدّ توانشان از آنچه خداوند ارزانى آنها كرده ، جبران نمايند و آنچه از مال و علم و غير آن دارند ، همه را در راه خدا انفاق مىكنند .
( 4 )
( أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ )
: ( آنها مؤمنان حقيقى هستند كه برايشان مراتبى در نزد پروردگارشان و آمرزش و روزى ارزشمند مىباشد ) ، اين حكمى است از جانب خداى تعالى به اينكه ايمان حقيقى تنها در نفوس كسانى ثابت و مستقّر گشته كه داراى پنج صفت مذكور باشند ، و مىفرمايد : آنها به جهات صفات كماليّهاى كه دارند مراتبى وصف ناشدنى و آمرزش و ثواب و اجرى جزيل در نزد پروردگارشان دارند ، چون مؤمنان حقيقى بين اعمال قلبى چون ( خشيّت و اخلاص و توكلّ ) و اعمال بدنى چون ( نماز و انفاق ) جمع نمودهاند و لذا خداوند مراتبى از قرب و منزلت و درجاتى از كرامات معنوى و نيز آمرزش و روزى ارزشمندى براى آنان مقرّر فرموده است .
( 5 )
( كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ )
:
( همانطور كه پروردگارت تو را به حق از خانهات بيرون كرد ، در حالى كه گروهى از مؤمنان كراهت داشتند ) ، تقدير جمله چنين است كه همانطور كه در مورد انفال بعضى از مؤمنان از حكم خدا كراهت داشتند ، در مورد خروج تو از خانهات ، در مدينه نيز ، عدهّاى از مؤمنان ناراضى بودند ، امّا همه اينها بر حق و مطابق مصالح دين و دنياى ايشان مىباشد ولى آنها از اين مصالح غافلند .