لذا غرض اين آيه بيان حال نوع بشر در علاقه به فرزند و تمسك به هر وسيلهاى براى جلب نفع او و دفع ضرر از او مىباشد ، چون حاشا كه آدم عليه السّلام برگزيدهء خدا به پروردگار شرك بورزد ، زيرا خداوند خود مىفرمايد : كه آدم را برگزيده و هدايت كرده « 1 » ، و هر كس هم كه خدا او را هدايت كند ، ديگر گمراهى در او راه ندارد « 2 » .
لذا آيه متوجه نوع بشر است و قرينهء اين مطلب آنست كه در انتهاى آيه به صيغه جمع عبارت ( يشركون ) را مىآورد و اگر فقط راجع به آدم و حوا بود ، مىبايست مىفرمود : ( اشركا ) ، به هر حال مىفرمايد : خداوند برتر است از آن چه براى او شريك مىگيرند ، ( بعضى از مفسران معتقد هستند كه منظور اين آيه اين است كه دو صنف از فرزندان آدم و حوا مشرك شده و براى خدا شريك قرار دادهاند ( و اللّه يعلم ) .
( 191 )
( أَ يُشْرِكُونَ ما لا يَخْلُقُ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ )
: ( آيا چيزهايى را براى خدا شريك قرار مىدهند كه نه تنها چيزى خلق نمىكنند ، بلكه خودشان هم مخلوق هستند ؟ ) ، يعنى افراد بشر با پرستش بتها و شريك قرار دادن آنها براى خدا ، عمل بسيار زشت و غير معقولى را مرتكب شدهاند ، چون بتها مالك هيچ نفع و ضررى براى خود يا غير خودشان نيستند و نه تنها قادر بر خلق چيزى نيستند ، بلكه خودشان هم ساخت دست بشر و مخلوق او مىباشند و شايد هم مراد اين است كه اين اسبابى كه غير خدا مورد تمسّك و اعتنا قرار مىگيرند از خود هيچ استقلالى ندارند و صاحب تأثيرى در عالم وجود نيستند ، بلكه خودشان مخلوق خداى سبحان مىباشند .
( 192 )
( وَ لا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ )
: ( معبودهاى پوشالى كه نه مىتوانند آنها را يارى كنند و نه قادر بر نصرت خويش هستند ) ، يعنى اين معبودهاى
هامش
( 1 ) - سوره طه ، آيه 122 .
( 2 ) - سوره اسرى ، آيه 97 .