( 188 )
( قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ )
: ( اى پيامبر بگو : من براى نفس خودم مالك هيچ نفع يا ضررى جز آنچه خدا بخواهد نيستم ، و اگر من غيب مىدانستم ، سود بسيار مىبردم و هيچ بدى به من نمىرسيد ، من جز بيم دهنده و بشارت دهندهاى براى گروهى كه ايمان مىآورند ، نيستم ) علم غيب به طور ذاتى و بالاصاله فقط از آن خداى متعال است و غير او ، از انبياء هر كس به آن مقدارى از غيب احاطه دارد كه خداوند به او تعليم كرده باشد ، چون غير خدا وجودش محدود است و ممكن نيست كه به عالم غيب محيط شود .
ولى از آنجا كه سئوال كنندگان از رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مردمى عامى و قاصر از درك اين معانى بودهاند ، لذا خداوند جواب ايشان را در خور فهمشان مىدهد و مىفرمايد : علم غيب آدمى را به تمامى خير و شرها آگاه مىسازد و اگر پيامبر علم غيب داشت تمامى خيرات را براى خود مىطلبيد و همهء شرور را از خود دفع مىنمود ، در حالى كه چنين نمىكند و آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : من جز يك بشير و نذير نيستم و حقيقت حال من اين است كه تنها براى بيم دادن و بشارت دادن اهل ايمان مبعوث شدهام و فقط ادعاى رسالت دارم ، نه علم به غيب .
( إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ )
« 1 » ، ( بدرستى تو بيم دهندهاى هستى و براى هر گروهى هدايت كنندهاى است ) .
[ آيهء ( 206 - 189 ) خلقت انسان ، معناى عفو و عرف و اينكه قرب به خدا فقط به وسيله ياد و ذكر اوست ]
( 189 )
( هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ )
: ( اوست كه شما را از يك نفس بيافريد و همسر او را از جنس او بيافريد تا به او آرامش بيابد و زمانيكه او را فرا گرفت بارى سبك برگرفت و با آن مدتى بسر
هامش
( 1 ) - سوره رعد ، آيه 7 .