برد ، پس چون سنگين شد ، ( خداوند ) پروردگار خويش را خواندند كه اگر به ما فرزند صالحى بدهى ، هر آينه از سپاسگزاران خواهيم بود ) ، مىفرمايد : اى بنى آدم ، ما شما را از يك تن ، يعنى آدم ابو البشر بيافريديم و از نوع و جنس او همسرش را خلق كرديم تا آدم بوسيله حوّا آرامش و سكون بيابد ، پس چون آدم با همسرش درآميخت ( مجامعت نمود ) همسرش نطفه را كه بارى سبك بود برگرفت و همچنان اين بار را داشت و با آن بسر مىكرد تا آنكه نطفه در رحم او رشد كرد و جنينى سنگين شد و همسر آدم از آن احساس سنگينى نمود ، در اين هنگام آدم و همسرش دست به دعا برداشتند و اللّه پروردگارشان را خواندند و با او عهد و پيمان بستند كه اگر خداوند به آنها فرزندى صالح براى زندگى و بقاء ( يعنى تامّ الخلقت و بىعيب ) عنايت فرمايد ، در اين صورت شاكر درگاه الهى باشند ، يعنى نعمت او را اظهار كنند و در امور خود از هر چيز به سوى خدا منقطع شوند و به هيچ سببى غير او گرايش نيابند و جز براى او خضوع ننمايند ، يعنى شرط كردند كه در صورت اجابت دعايشان شاكر خدا باشند و كفران نعمت او را نكنند .
( 190 )
( فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ )
: ( پس زمانيكه خدا فرزندى شايسته به آنها داد ، براى خود در عطيّه او شريكانى قرار دادند ، پس خدا برتر است از آنچه براى او شريك مىگيرند ) ، يعنى وقتى خداوند فرزند دلخواهشان را كه مايهء روشنى چشمشان بود به آنها عطا نمود ، آنها در فرزند خود ، براى خدا شريك قرار دادند و به جهت علاقه و شفقّت نسبت به فرزندشان به هر سببى ، غير خدا مستمسك شده و در برابر هر چيزى غير خدا خضوع نمودند ، با اينكه شرط كرده بودند كه شاكر باشند و نعمت خدا و ربوبيّت او را انكار نكنند ، ليكن عهد خود را شكستند و شرط خود را ناديده گرفتند و نوع بشر همين گونهاند و جز يك عدّه اندكى كه خداوند آنها را مورد لطف خاصّ خود قرار داده است ، سايرين وقتى خدا نعمتى به ايشان مىدهد ، نقض عهد و پيمان مىكنند و به عهدى كه با خدا بستهاند وفا نمىنمايند .