تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
( 13 )
( قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ )
: ( فرمود : از آسمان نزول كن كه در اينجا تكبر و نخوّت حقّ تو نيست ، خارج شو ، همانا كه تو از حقيران هستى ) ، ( هبوط ) يعنى خروج شىء از محل استقرارش و نازل شدن آن و معمولا در امور معنوى استعمال مىشود ، يعنى نزول از مقامى بلند به مقامى پست و پايينتر و ( تكبر ) يعنى اينكه كسى بخواهد خود را ما فوق ديگرى و برتر از او جلوه دهد و بايد دانست كه همه مخلوقات در برابر خالقشان خاضع و ذليلند و همه شرافتها تنها به خداى متعال منتهى مىشود و تنها خداى سبحان است كه كبير و متعال مطلق است و كبريائى فقط شايستهء اوست ، امّا تكبر از بنده به دو صورت صادر مىشود ، يكى ) تكبر پسنديده كه به نوعى منتهى به تكبر خداوند مىشود ، مثل تكبر در برابر دشمنان خدا و افتخار كردن به بندگى او و ديگر ) تكبر ناپسند كه آن تكبرى است كه در مخلوقات وجود دارد كه نفس خود را به ناحق بزرگ تصوّر مىكنند ، خداوند به شيطان مىفرمايد : از اين مقام و منزلتى كه در بهشت و آسمان و يا در نزد ملائكه داشتى خارج شو و اين نزولى بدون بازگشت براى شيطان بود ، چون شيطان از صاغرين است و ( صاغر ) به معناى خوار و ذليل مىباشد و اين جمله تأكيد بر همان هبوط و خروج شيطان از مقام و منزلت سابق است و خداوند به سزاى استكبارش او را خوار و ذليل نمود . ( 14 )
( قالَ أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ )
: ( گفت : مرا تا روزى كه برانگيخته مىشوند مهلت بده ) ، شيطان از ساحت پروردگار استدعا كرد كه به او تا روز بعث مهلت بدهد تا بتواند جنس بشر را هم در دنيا و هم در برزخ گمراه كند ، امّا خداوند دعاى او را به اجابت نرساند و او تنها در دنيا ، قادر بر اغواى انسانها مىباشد ، امّا در برزخ تسلّطى بر آنان نخواهد داشت . ( 15 )
( قالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ )
: ( خداوند فرمود : همانا تو از مهلت داده شدگانى ) ، در اين عبارت مهلت وى را بطور اجمال ذكر كرده است و از اين عبارت برمىآيد كه غير از