( 9 )
( وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ )
: ( و هر كس كه ميزان اعمال او سبك باشد ، پس آنان هستند كه به واسطه ظلم به آيات ما بر خودشان زيان رساندهاند ) ، همچنانكه در آيهء قبل گفتيم اعمال سيئه چون شامل هيچ حقى نيستند ، لذا قدر و وزنى ندارند ، پس كسانى كه مرتكب اعمال سيئّه شده باشند ، در قيامت كفّهء اعمالشان سبك است و قدر و اعتبارى ندارند و اينها چون سرمايهاى جز نفس خود نداشتهاند و آن را هم تباه و ضايع كردهاند ، لذا به نفسشان ضرر رسانيدهاند و علّت اين مسأله هم تكذيب نمودن آيات الهى و ظلم به آنهاست ، چون آنها با تكذيب نشانههاى الهى فكرى براى آخرت خود نكردهاند و خود را لايق جهنّم و دار بوار و خوارى و خسارت نمودهاند و در آن جاودانه خواهند ماند .
[ آيهء ( 25 - 10 ) مسأله تمكين انسان در زمين و ماجراى سجده ملائكه بر آدم و سرپيچى شيطان ]
( 10 )
( وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ )
: ( و به تحقيق شما را در زمين مسكن داديم و براى شما در آن وسايل زندگى قرار داديم ، ولى چه اندك سپاسگزارى مىكنيد ) ، ( تمكين در ارض ) به معناى منزل و سكنى دادن در آن يا مسلّط كردن و مسخر نمودن بر آن مىباشد و ( معايش ) جمع معيشت و به معناى چيزهايى است كه با آن زندگى اداره مىشود از قبيل خوردنيها و آشاميدنيها و امثال آنها .
اين آيه در مقام منّت نهادن بر آدميان است به نعماتى از قبيل نعمت سكونت در زمين و تسلّط و استيلاء بر آن ، كه بر آن ارزانى داشته و انواع نعمتهايى كه خداوند براى ادامهء زندگى انسان در زمين قرار داده است ، امّا انسان ندرتا شكر و سپاس اين نعمتها را بجا مىآورد .
( 11 )
( وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ )
: ( و به تحقيق شما را خلق كرديم و آنگاه صورت و نقش بندى نموديم و سپس به ملائكه گفتيم كه آدم را سجده كنيد ، همه سجده كردند ، غير از