سوز ، شمشير آبدار صاعقه كردار آتش در خرمن حيات مخالفان بدمذهب زده ، و دود از دودمان ايشان برمىآورد ؛ به طنطنهء نعرهء اللّه اللّه و غلغل صوت صيت جهانگيرى علىّ ولىّ الله ، وحشىصفتان از مذهب حق رميده ، و بهايم خصلتان در صحراى ضلالت چريده را به دايرهء جرگه هدايت درمىآورد ؛ و واقع آنكه كارى كه آن پادشاه حيدر صفدرنشان ، و آن ثالث ذو القرنين و سليمان كرد ، كس از هيچ پادشاهى نشنيده ، و از به دو آفرينش عالم و آدم تا آن ، مثل آن از هيچ اقليمگير كشورگشايى به ظهور نرسيده . چه پادشاهانى كه به الكهگيرى و مملكتستانى نام برآوردهاند به غير آنكه حصارى و شهرى و ولايتى و اقليمى چند از تصرّف غير به تصرّف خويش درآورده باشند ، و جمعى را كه اطاعت ديگرى مىكردند ، ايشان را از آن بازداشته ، مطيع خويش كرده باشند ، كارى نكردهاند ، و آن شهسوار اسبافكن صفدر حيدر توان ، و پادشاه شيردل تهمتن يك جهانپهلوان ، با وجود كشورگيرى ، تغيّر و تبديل مذهب خلق جهان را كه امرى است بسيار صعب و عظيم و خطبى به غايت خطير و جسيم ، پيشنهاد نيّت و ترويج ملّت بيضا و طريقت غرّا را وجههء همّت ساخته ، به نيروى قدرت بازوى صفشكن حيدرنشان ، و حدّت [ 84 ] ضربت شمشير ذو الفقار تأثير به صورت اژدهاى آتشفشان ، چنان كرد كه در تمامى ممالك ايران ، و بعضى از الكاى روم و تركستان ، شعار تشيّع شايع و ذايع و آثار تسنّن باطل و ضايع شد .
فروغ هُدى ، گيتىافروز شد * شب مذهب هركسى روز شد
[ بىتكلّفى شاه طهماسب و شاه عباس اوّل ]
و شاه عادل و خسرو كاردان عاقل كامل ، شاه طهماسب الصفوى الموسوى ، كه در مدّت شصت سال پادشاهى خويش ، « 1 » اكثر اوقات به جهاد و غزا و لشكركشى و محاربهء با اعدا اشتغال داشت ، هم سپاهش به اين وضع بودند كه تاب چنان سفرهاى متوالى متكاثر ، و يساقهاى پىدرپى متواتر آورده ، قياصرهء روم و خانان تركستان ، و ساير اعادى هر مرزوبوم را زبون مى
هامش
( 1 ) . شاه طهماسب از سال 930 تا 984 يعنى 54 سال سلطنت كرد .