نظم
الهى فزون زان كه رخشندهمهر * نشيند به تخت چهارم سپهر
جهان شرق غرب هر صبحگاه « 1 » * ز رفعت كشد زير پرّ كلاه
ثمينگهر ، معدن مُصطَفَيْن * بهين ، نقد گنجينهء مُرتَضَيْن
شه از رخ و جبهه ذو المشرقَيْن * خديو شهان ، شاه سلطان حسين
نشيند به تخت شهى كامياب * نمايد ز هفتم سپهر آفتاب
برافراز ديهيم رَخشانگهر * فراز و تل پادشاهى به سر
ز پيشانى و عارض مهرتاب * مثنا كند صبح و هم آفتاب
ز هر هفت كشور كهان و مهان * ز هر شش جهت خلق مُلك جهان
سراسر نمايند رخ سوى او * شتابند چون ذرّه تا كوى او
ببوسند در پيش تختش زمين * چه فغفور و قيصر ، چه خاقان چين
كتبه منشئه و ناظمه ابن جلال الدين ميرزا بيك الموسوى الفندرسكى ، ابو طالب سنه 1107
هامش
( 1 ) . كذا .