ساباطى « 1 » عالى بنا نهاد و در پهلوى خانه مسجدى نيكو ساز داد و خانهء عالى و طنبى رفيع و پيشگاهى جهت فرزند ارجمند قطب - الدين خضر شاه ساز كرد و بادگيرى در خلف آن بساخت و باغچهء ديگرى در خلف آن ، مؤلف اين رساله در وصف [ 41 الف ] آن عمارت قصيده [ اى ] گفته و بر كتابهء آن ثبت است :
زهى نهاده سپهرت سراى دولتنام * سعادت ابدى كرد سدرهء تو مقام
سراچههاى بهشت ار چه دلگشا و خوشند * صفا ز صحن فصيح تو مىبرند « 2 » به وام
ز روشنى و صفا نزد عقل مىزيبد * سواد قاعدهات را بياض ديده ظلام
ز بوى كه گل « 3 » تو ماه و سال و بىگه و گه * مجاوران فلك را معطرست مشام
غلاموار زمين بوسه مىكند هر دم * علو سقف ترا آسمان مينافام
بدانههاى هواى خوش موافق تو * طيور كنگرهء عرش درفتند « 4 » بدام
خجسته باشى « 5 » و فرخنده بر جهان كمال * ملاذ و ملجأ ايام و كامكار انام
هامش
( 1 ) - ن : بازارى و ساباطى
( 2 ) - ن : مىزنند
( 3 ) - ن : كحل
( 4 ) - تاريخ جديد يزد : اوفتند
( 5 ) - ن : بادى ، م : يارى