بيخ غم و انده ز دل خلق ببستى * هستند جهانى بتماشاى تو خرم
چون سرمه كشد اين فلك آينهگردان * خاك ره ميمون تو در ديدهء عالم
تا پاى شرف بر سر سيّاره نهادى * تركيب حسودان تو چون موى شد از غم
ذكر عمارت خواجه صدر الدين احمد ابيوردى « 1 »
در خارج يزد در كوچهء باغ صوفيان خانههاى عالى [ 42 الف ] و بادگير و طنبى و مصنعهء نيكو ساز داده ، ساباطى عالى بر در خانهها و باغچههاى متصل به يكديگر * و مهمانخانه و كارخانهء شعربافى و قنادخانه و اصطبل باهم * « 2 » و دو حمام يكى برسم رجال و يكى برسم نساء پهلوى آن ساز كرد با مسلخ عالى و حياض و قلتين و فرش مرمر و بر در حمام بازارى و مسجدى مروح عمارت كرد و فرشهاى ملون انداخته و سقايه « 3 » و پاياب نيكو ساز كرد و پارهاى زمين در جنب مسجد گردانيده و دايم صبح و شام حفاظ در آنجا تلاوت مىكنند و از مساجدى كه در يزد رونقى دارد يكى آن مسجدست و قناديل نيكو بر در مسجد آويخته و در وصف آن خانه و طنبى اين ابيات گفته شد :
هامش
( 1 ) - ن : نسبت ابيوردى را ندارد . در تاريخ جديد يزد « خواجه اعظم سعيد اعظم سعيد حاجى ابيوردى » آمده است .
( 2 ) - ن : ميان دو ستاره را ندارد :
( 3 ) - ن : سقاخانه