اميرزاده خضر شاه قطب دولت « 1 » و دين * كه آب شد ز حياى « 2 » كفش وجود غمام
بفرخى و خوشى اين سراى ميمون را * بسال هشتصد و بيست و سه « 3 » كرد تمام
و همچنين امير قطب الدين خضر شاه حمامى نيكو در نعيمآباد با مسلخ و حياض و قلتين و بيوتات و جامهاى ملون ساخته و بر مؤمنين و مؤمنات سبيل كرده و از اموال خاصهء خود اجرت و خرج حمامى بر خواستهء « 4 » خود مقرر فرموده و بىتكلف [ 41 ب ] در آن مقام خيرى بموقع « 5 » است كه در آن محلت حمامى نبود و مردمان در زحمت بودند ، خداش خير دهاد آنكه اين عمارت كرد .
ذكر خانهء شهر امير محمد خضر شاه
در اندرون شهر متقارب دروازهء قطريان خانهء عالى و چهار صفه و زيرزمين و بادگيرهاى عالى ساز كرد و بر بالاى بادگير مسندى عالى و در جنب آن خانه اصطبلى وسيع ساخته و در كوچهء حسينيان پاياب آن را مفتوح گردانيده و اين [ ابيات ] در وصف آن ساخته است :
نظم
اى چشم « 6 » سپهر از حسد سقف تو پرنم * صحنت بصفا تيره ده آينهء جم
هامش
( 1 ) - تاريخ جديد يزد : ملت
( 2 ) - تاريخ جديد يزد : حيادر
( 3 ) - در هردو نسخه « هشت » است و تصحيح از روى تاريخ جديد يزد شد كه اين شعر در آنحا چنين است : « بسال هشتصد و عشرين ثلاث كرد تمام »
( 4 ) - ن : خاصه
( 5 ) - ن : موقوف
( 6 ) - سقف