آن گفته خواهد شد .
ذكر حمام امير چقماق
حمامى مروح با مسلخى عالى و درگاهى رفيع با حياض و قلتين و فرش مرمر انداخته و آب خيرآباد دهوك در مسلخ آن جاريست . و باغچهء ، مشجر در خلف آن ، و درهاى شاهنشين حمام در آن باغچه و در [ 32 ب ] وصف آن جمعكنندهء اين تاريخ قصيدهاى انشا كرده :
نظم
اى همايون پيكر آتش نهاد آبدار * روز و شب در آب و آتش مىگذارى روزگار
هم گلت عنبر شميم و هم زلالت مشكبو * هم سرايت دلنشين و هم هوايت سازگار
حوض كوثر از حياضت آمده غرق عرق * مهر گردون از هواى عكس جامت ذرهوار
طالعت دلوست از آن با حوت مىسازى قران * عاشرت قوس است از آن چون چرخدارى اقتدار
در تو پاكى و صفا ، آسايش و آسودگيست * در تو تابستان و پائيز و زمستان و بهار
ساكنانت همچو غواصان شده با آبرو * طائفانت همچو حجاج حرم احرام دار
گه ز دود سينهات تيره شود روى هوا * گه ز آه آتشينت دهر گردد پرشرار