كرد ، او قصهء سيد و گندم بازگفت و از آن روز باز در كشف و كرامات به روى گشاده شد ، سى خانقاه بساخت و بسيار نشان و كرامات ازو ديدهاند . وفات او در سال سبعمائه هجرى بود . » « 1 »
در بندر آباد ( به ضم باء و دال ) ، از روستاهاى يزد ، بقعه و مسجد و مقبرهاى هست كه بنام محمود شاه ( فرزند شيخ دادا ) شهرت دارد .
اما مرحوم مجدزادهء صهبا تحقيقاتى كرده و در مقالهء « آثار تاريخى بندرآباد يزد » نوشته است كه خود شيخ دادا هم درين بقعه مدفون است . « 2 » همچنين فرزند چهارم شيخ دادا بنام محمد شاه در همين بقعه به خاك رفته و سنگ قبرش اكنون موجود است . عين نوشتهء آن سنگ را مرحوم مجدزاده در مقالهء خود آورده است .
در اينجا مناسب است شرحى را كه جعفرى در « تاريخ كبير » راجع به حاجى محمود شاه فرزند شيخ دادا نوشته است براى تتميم فايده نقل كنم :
« ذكر حاجى محمود شاه بن شيخ دادا . - صاحب ارباب كشف و عيان بود ، در حالتى كه محمد بن مظفر خندق ميبد حفر مىكرد از محمد مظفر سؤال كرد كه چه ميكنى .
گفت جايى سازم كه از دشمن ايمن شوم . پسر محمد بن مظفر ، شاه شجاع ايستاده بود .
دست وى بگرفت و گفت چون وقت آيد همين پسرك ترا بگيرد ، و همان سخن او بود . و آخر شاه شجاع پدر را بگرفت و كور كرد و محمد بن مظفر را كار آخر كرد . و در سال هفتصد [ و ] پنجاه و سه هجرى وفات كرد . » « 3 »
مرحوم مجدزادهء صهبا در مقالهء « آثار تاريخى بندرآباد يزد » مىنويسد كه مقبرهء محمود شاه در بيداخويد اكنون موجودست و كتيبهاى هم از زمان اسكندر ميرزاى تيمورى دارد .
هامش
( 1 ) - نقل از فرهنگ ايرانزمين ( جلد 6 ص 120 ) .
( 2 ) - نگاه كنيد به مجلهء باستانشناسى ، شمارهء اول سال اول ص 96 - 104 .
( 3 ) - فرهنگ ايرانزمين ( جلد 6 ص 120 ) .